الملا فتح الله الكاشاني
19
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ظلم به او كند معنى آنكه اصلا از من ظلم صادر نميشود زيرا كه ظلم منافى الوهيت و ربوبيتست پس نسبت ظلم به من غايت تباعد باشد فحينئذ بالفرض اگر عذاب كنم كسى را كه مستحق عقاب نباشد حكم آن داشته باشد كه افراط نموده باشم در ظلم و بسيار از حد در گذشته و قوله تعالى * ( يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ ) * مىتواند بود كه متعلق باشد بنفخ يا به يبدل القول يا بظلام يا به اذكر مقدر يعنى دميده شود در صور روزى كه گويد مر دوزخ را * ( هَلِ امْتَلأْتِ ) * آيا پر شدى از كفار و عصاة يا آنكه متبدل و متغير نشود قول وعد و وعيد در روزى كه حق سبحانه اينخطاب بدوزخ كند يا خداى ظلم كننده نيست در اين روز يا ياد كن اى محمد روزى را كه خداى بدوزخ ندا كند كه مملو شدى از كفار جن و انس و حفص به صيغه متكلم خوانده يعنى روزى كه گوئيم بدوزخ آيا پر شدى از اهل كفر و عصيان * ( وَتَقُولُ ) * و گويد دوزخ * ( هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ) * آيا هيچ زيادتى هست استفهام بمعنى سؤالست يعنى زياده كن و حق سبحانه ديگر كافر را بوى فرستد تا پر شود و از مجاهد منقولست كه استفهام بمعنى نفى است يعنى لا مزيد پر شدم و زيادتى را گنجايش نيست و صاحب كشاف گفته كه اين سؤال و جواب از باب تخييل است و مقصود به آن تصوير اينمعنى است در قلوب و تبيين آن در عقول و اينكلام متضمن دو معنى است يكى آنكه دوزخ با وجود فرط اتساع و تباعد اطراف از كفار ممتلى شود تا حدى كه وسعت به هيچ چيز ديگر نداشته باشد كقوله تعالى لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ دوم آنكه دوزخ بر وجهى باشد كه هر چند كس در او درآيد هنوز در موضع مزيد باشد يعنى هنوز جاى كسى ديگر داشته باشد و محتمل است كه هل من مزيد بجهة استكثار در آيندگان باشد در دوزخ و استبداع مزيت سعة بجهة فرط كثرت ايشان يا طلب زيادتى آن باشد بجهة غيظ او بر عاصيان و لفظ مزيد يا مصدر است چون مجيد و حميد و يا اسم مفعول چون مبيع انتهى كلامه و صاحب طبرسى آورده كه در تكلم جهنم چند وجه است يكى آنكه بجهة فرط سعت و عظمة بمنزلهء ناطقى باشد كه كسى او را گويد كه هل امتلأت او گويد كه پر نشدم و هنوز در من سعت كثرت هست دوم آنكه حق سبحانه آلت تكلم را در او خلق فرمايد تا به اينقول متكلم شود و اين بديع نيست زيرا كه كسى كه قادر باشد بر انطاق جوارح و جلود قادر خواهد بود بر آنكه جهنم را بنطق در آرد سوم آنكه خطاب از روى حقيقة مر خزنه جهنم را باشد و اسناد آن بدوزخ بر سبيل توسع و معنى اينكه اى خازنان دوزخ آيا دوزخ از كفار و عصاة پر شده خزنه گويند در آن موضع مزيد نمانده و فايده اينخطاب بجهة علم خلقان باشد بصدق وعده لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ الخ و آنچه انس و ابو هريره و عبد اللَّه عباس روايت كردهاند از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه خداى تعالى در روز قيامت امر نمايد بخزنه تا كفار و فساق را بدوزخ رانند و دوزخ ايشان را فرو برد و ديگر طلب كند و زياده از آن خواهد فيضع