الملا فتح الله الكاشاني

162

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از روى تحير و نتوانيد كه چاره آن كنيد * ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ ) * و ما نزديكتريم از روى علم و قدرت * ( إِلَيْه ) * بدان محتضر * ( مِنْكُمْ ) * از شما اى اهل ميت * ( وَلكِنْ لا تُبْصِرُونَ ) * و ليكن نميبينيد يعنى نميدانيد آنچه جارى شود بر آن محتضر يا در نمىيابيد ملائكه را كه قابض روحند تعبير فرموده از علم و قدرت بقربى كه اقوى سبب اطلاع است و ميتواند بود كه مراد از اقربيت او سبحانه ملائكه باشند كه بقبض روح وى آمده باشند و اسناد آن به خود بجهة اختصاص و غايت تقرب ايشان باشد به او يعنى فرشتگان ما نزديكترند به محتضر * ( فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ ) * پس چرا اگر نه هستيد شما * ( غَيْرَ مَدِينِينَ ) * غير جزا داده شدگان در قيامت و گويند مدينين بمعنى مقهورين است مشتق از دانه اذا اذله و استبعده يعنى چرا نه اگر غير مقهورانيد و غير ذليلان * ( تَرْجِعُونَها ) * به او گردانيد روح را بجسد آن محتضر * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در تعطيل و اهمال خداى شما را در انكار حشر و نشر و بدانكه ترجعونها عامل ظرف و مخصص عليه بلولاء اولى و تكرير ثانيه بجهة تاكيد و اين مخصص عليه با آنچه در حيز آنست دليل جواب شرط است و ترتيب آيه اينست كه ( فلو لا ترجعونها اذ بلغت الحلقوم ان كنتم غير مدينين ) پس معنى آنست كه اگر شما مجزى يا مقهور نيستيد هم چنان كه جحود شما بافعال خدا و تكذيب شما بآيات او دلالت بر آن مىكند پس چرا رد روح محتضر نميكنيد بجسد او اگر صادقيد در آنچه دعوى ميكنيد و از فرا نقل كرده‌اند كه اينخطاب بجماعتى است كه ميگفتند ما مرگ را از خود باز توانيم داشت بتدبير و علم طب حق سبحانه بر سبيل تقريع گفت اگر راست مىگوييد چرا چون جان مرده به حلق رسد آن را رد نميكنيد بتدبير و معالجه و معلوم است كه هيچ چاره نداريد در آن و صاحب كشاف گفته كه تفصيل و تبيين معنى آنست كه جحود و انكار شما در افعال خدا و آيات او بر وجهيست كه اگر كتاب بشما انزال فرمايد مىگوييد كه اين سحر است و افترا و اگر ارسال رسول مىكند مىگوييد كه ساحر است و كذاب و اگر باران ميفرستد كه سبب حيات شما است مىگوئيد كه آن از فلان ستاره است فحينئذ مذهب راجعست باهمال و تعطيل پس چيست شما را كه رد روح نميكنيد به بدن بعد از رسيدن آن بحلقوم اگر صادقيد در تعطيل امور و انكار آنكه او سبحانه محيى و مميت است و چون قادر نيستيد بر اين پس چرا اعتقاد نكنيد كه آن از تقدير مقدر حكيم است و از تدبير مدبر عليم بعد از آن تفصيل و تبيين اصناف عباد كرده ميفرمايد كه * ( فَأَمَّا إِنْ كانَ ) * پس اما اگر باشد محتضر * ( مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ) * از نزديك گردانيده شدگان بدرگاه ربانى يعنى از سابقان كه از