الملا فتح الله الكاشاني

160

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

عامه گفته‌اند كه بقول ابو يوسف جنب و حايض را جايز است كتابت قرآن وقتى كه لوح بر زمين بود نه بر كنار و نزد جماعتى ديگر از ايشان به هيچ وجه جايز نيست و بعضى ديگر از ايشان مس را حمل بر قرائت كرده‌اند و از ابن عمر نقل كرده‌اند كه دوستتر نزد من آنست كه قرآن نخواند مگر كسى كه طاهر باشد و فقهاى ما منع را منحصر ميدانند در غرايم اربع بواسطهء اخبار صحيحه و احاديث موثقه از ائمهء هدى ( ع ) و تجويز قرائت هفت آيه از غير غرايم ميكنند به غير كراهة و ما فوق آن على الكراهة لعموم قوله فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ و نزد شافعى و احمد مطلقا جايز نيست و ابو حنيفه تجويز اين كرده و نزد مالك جنب را قرائت يك آيه و دو آيه جايز است بر سبيل تعوذ و حايض را آنچه خواهد و محمد بن فضل گفته كه مراد از اين طهارت توحيد است چنان كه گذشت يعنى بايد كه غير موحدان كسى قرآن نخواند و ابن عباس نهى كرده از آنكه يهود و ترسا را تمكين دهند بر قرائت قرآن و محققان گفته‌اند كه مراد از مس اعتقاد است يعنى معتقد قرآن نباشد مگر پاكيزه دلان كه مؤمناناند يا عمل به قرآن چه نگاه داشت احكام قرآن نكنند مگر متقيان و صالحان كه مبرايند از لوث خذلان و حسين بن فضل گفته كه تفسير و تاويل آن را نتوانند كرد مگر آنان كه پاك باشند از ادناس كفر و نفاق و ابن عطا فرموده كه حقايق قرآن ندانند كرد مگر آنان كه اسرار ايشان بانوار عصمة پاك گردانيده شده باشد از اقدار معصيت و اين صفت معصومانست و شيخ جنيد گفته الا آنان كه سر خود پاك گردانند از ما سوى اللَّه و در بحر الحقايق آورده كه مكاشف نشود باسرار قرآن مگر كسى كه پاكيزه گردد از لوث توهم غير و غيرية و برسد بمقام شهود حق در مرائى خلق و اين معنى ميسر نشود مگر بفناى مشاهدهء شهود در مشهود و بدانكه بنا بر آنكه جملهء فعليه صفت قرآن باشد قوله * ( تَنْزِيلٌ ) * صفت رابعهء انست و اگر صفت لوح باشد صفت ثالثهء قرآن و ميتواند بود كه خبر مبتداى محذوف باشد و تقدير اينكه هو تنزيل و در كشاف آورده كه محتملست كه تنزيل وصف بمصدر باشد زيرا كه قرآن بنجوم و دفعات نازل گشته بخلاف ساير كتب سماوى كه بيكدفعه نزول يافته پس گوييا كه قرآن فى نفسه تنزيل است و لهذا جارى مجراى أسماء قرآن واقع شده هم چنان كه ميگويند كه جاء فى التنزيل كذا و نطق به التنزيل حاصل معنى آنكه قرآن فرو فرستاده شده است * ( مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * از نزد پروردگار عالميان و بعد از بيان شرافت كرامت قرآن بر سبيل انكار خطاب بكفار مكه كرده ميفرمايد كه * ( أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ ) * آيا پس بدين سخن كه در قرآنست * ( أَنْتُمْ ) * شما اى اهل مكه * ( مُدْهِنُونَ ) * تهاون كنندگانيد مانند كسى كه نرم باشد جانب او در امرى و متصلب نباشد در آن و بجهة آن تهاون نمايد و اصل ان از دهن است بمعنى نرمى مراد آنست