الملا فتح الله الكاشاني

121

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و تسميهء ذات بوجه باعتبار آنست كه جميع ممكنات توجه بذات او دارند و گويند كه وجه بمعنى راى و تدبير است يعنى خداوندى كه مدبر جميع امور است و مرويست كه اين هر دو اسم از اسماى عظيمهء او سبحانه‌اند و لهذا حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه الظوا بيا ذا الجلال و الاكرام يعنى التزام نمائيد و مداومت كنيد به گفتن يا ذا الجلال و الاكرام و معاذ جبل گويد كه روزى حضرت رسالت ( ص ) بر مردى بگذشت كه در نماز مىگفت يا ذو الجلال و الاكرام او را گفت قد استجيب لك بتحقيق كه دعاى تو به حد اجابت رسيد محمد بن كعب گويد كه حضرت رسول ( ص ) بر سبيل امتحان از كعب الاخبار پرسيد كه معنى اكرام ظاهر است جلال بچه معنيست گفت جانم فداى تو باد چنين يافته‌ام كه جلال نام بهشتى است محيط بعرش رب العزت فرمود ميدانى كه اين بهشت را و بهشتى كه بندگان در او باشند چه قدره مسافتست گفت هفتصد سال راه جبرئيل نزد اينحال فرود آمد و گفت يا رسول اللَّه كعب الاخبار صادقست در اين گفتار و بدانكه ذكر فنا در موضع عرض امتنان به جهت تضمين آن چيزيست كه بر آن مترتب مىشود از اعادهء حياة دائمه و انعام نعمت اقامت در جنت * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه شما را خبر داد از فنا تا آماده شويد و كار آخرت بسازيد و بسبب آن در دار الخلود قرار گيريد و اخبار كرد از بقاى خود تا به حضرت او رجوع كنيد و بر غير او اعتماد منمائيد * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب ميكنيد * ( يَسْئَلُه ) * سؤال ميكنند او را يعنى جميع حاجات از او طلب نمايند * ( مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * هر كه در آسمانها و زمينها است چه اهل همه آسمان و زمين به دو محتاجند در ذات و صفات خود پس اهل آسمان از او ميطلبند هر چه متعلق باشد بدين و طاعت و اهل زمين از او طلب ميكنند آنچه تعلق بدين و دنيا داشته باشد و همه را بر وجه مصلحت و حكمت باجابت مقرون ميسازد * ( كُلَّ يَوْمٍ ) * هر روز يعنى هر وقتى و زمانى * ( هُوَ فِي شَأْنٍ ) * او در احداث امريست و در ساختن و پرداختن كارى از ابو دردا مرويست كه چون آن حضرت اين آيه تلاوت فرمود از او پرسيدند كه ما ذلك الشان فرمود كه من شانه ان يغفر ذنبا و يفرج كربا و يرفع قوما و يضع آخرين يعنى شان او آنست كه گناه را بيامرزد و غمگين را شادمان سازد و گروهى را بلطف بردارد و جمعى را بخذلان از نظر رحمت بيندازد و در سبب نزول اين آيه آورده‌اند كه يهودان گفتند كه خداى تعالى روز شنبه هيچ كار نميكند آيه آمد كه او هر روز در كاريست سعيد بن جبير از عبد اللَّه عباس روايت كرده كه اول چيزى كه خدا بيافريد لوحى بود از در سفيد و اطراف آن از ياقوت سرخ و قلم آن از نور و كتاب آن نيز از نور در هر روزى سيصد