الملا فتح الله الكاشاني

118

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه مناسب يكيست دون ديگرى اسناد بهر دو مىكند بر سبيل توسع كما قال اللَّه تعالىا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ و مقرر است كه رسل از انساند نه از جن و نزد بعضى ضمير راجع به آب باران و آب دريا است چه حصول دراز قطره بارانست كه در دهن صدف آيد و لهذا ابن عباس بحرين را ببحر آسمان و بحر زمين تفسير نموده و فرموده كه اين هر دو دريا بقدرت حقتعالى سالى يك بار بهم ميرسند و بينهما ابر حاجز است كه مانع نزول درياى آسمان و صعود درياى زمين است و از درياى فلك قطرات بر درياى زمين ريخته مىشود و به دهان صدف در ميايد و از آن لالى منعقد ميگردد و از ابن جريح منقولست كه روز باران صدف از دريا بيرون مىآيد و دهن باز مىكند هر قطرهء بارانى كه در او افتد مرواريد شود و نيز از او روايت كرده‌اند كه گفت از بعضى ثقات شنيدم كه استخوان خرمايى در صدف بود قطرهء باران بر آن آمد آن مقدار باران كه بر آن رسيده بود مرواريد شد و باقى استخوان بر حال خود بماند و گويند كه در نزد التقاى بحرين حاصل مىشود و عذب مثل لقاحست نسبت بنخل و از غواصان نيز نقل كرده‌اند كه لؤلؤ حاصل نميشود مگر نزد ملاقات درياى عذب و ملح به يكديگر براى خلق اينجواهر براى آنست تا مردمان از آن آرايش خود كنند و از بيع و شراى آن فوايد بينند * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام نعمتهاى پروردگار خود * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب ميكنند و بدانكه اهل اشارت گفته‌اند كه مراد از اين دو دريا طاعت و معصيت نفس است و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ رحمت و غضب است و لا يَبْغِيانِ اشارت به آنكه نفس بغى نكند بر معرفت دل اين عطا گفته كه ميان خدا و بنده دو دريا است يكى درياى نجات كه آن قرآنست كه هر كه متمسك به آن شود از غرقاب هلاكت نجات يابد و يكى درياى هلاكت و آن دنيا است كه هر كه به آن تمسك جويد غرق و هلاك شود و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ مواعظ الهيه است كه دل مؤمن به آن منور گشته از هلاكت دنيويه خلاص مىشود چنان كه از درياى مالح در و مرجان بيرون آيد اين جا از درياى عذب رحمت كه قرآن است دو علم حلال و حرام بيرون ميآيد و گفته‌اند كه اين دو دريا دنيا و عقبا است و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ قبر است تا يكى بر ديگرى بغى نكند و نزد بعضى مراد درياى عقل است و درياى هوا و برزخ لطف حضرت عزت و لؤلؤ و مرجان توفيق و عصمت و نيز بعضى محققان گفته‌اند كه مراد ببحرين خوف و رجا است يا قبض و بسط يا انس و هيبت و برزخ قدرت بىعلت و لؤلؤ حالات صافيه و مرجان لطايف وافيه و صاحب كشف الاسرار گويد كه بحر خوف و رجا عامهء مسلمانان راست و از آن گوهر زهد و ورع بيرون مىآيد و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان و از آن جواهر فقد و وجد زايد و بحر انس و هيبت انبيا و صديقان را است و از آن گوهر فنا روى نمايد تا صاحبش در منزل بقا بياسايد و در تفسير اهل البيت مذكور است كه مراد از اين دريا على و فاطمه