الملا فتح الله الكاشاني

114

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه ذكر حرف عطف نموده فرمود كه * ( وَالسَّماءَ رَفَعَها ) * و آسمان را برداشت بر بالاى زمين به پانصد ساله راه يعنى بيافريد آسمان را بر وجهى كه مرفوع و مرتفع خواهد بود و آن را منشأ احكام و مصدر قضايا و محل نزول اوامر و نواهى و مسكن ملايكه خود گردانيد اين اشعار است بر كبريايى ذات او سبحانه و قدرت قاهرهء او بر جميع آفريدگان * ( وَوَضَعَ ) * و بنهاد در ميان مردمان يا فرو گذاشت از آسمان * ( الْمِيزانَ ) * آن چيزى را كه به آن وزن اشيا و مقادير آن معلوم مىشود چون ترازو قپان و مكيال و مقياس و غير آن و به آن معلق ساخت احكام عباد و قضاياى ايشان را و آنچه به آن مأمورند و متعبدند از تسويه و تعديل در اخذ و عطا تا امر عالم به آن منتظم شود و مستقيم گردد و مخفى نيست در آنكه علت عطف اين جمله بجملهء اولى اشتراك آنهاست در عدل كه سبب انتظام عالمست و موجب عزم افراط و تفريط در ميان بنى آدم و نزد مجاهد وضع بمعنى امرست و ميزان بمعنى عدل يعنى حق تعالى امر فرمود به عدالت در جميع امور چه آن موجب انتظام جميع امور است كما قال ( ع ) و بالعدل قامت السموات و الارض و از حسين بن فضل نقل كرده‌اند كه مراد به ميزان قرآنست كه عمل به آن موجب تسويهء امور دنيوى و اخروى است و بر هر تقدير حضرت حق سبحانه و تعالى وضع آن نمود * ( أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ ) * براى آنكه تجاوز مكنيد و در نگذريد از ميزان يعنى از عدل و انصاف متجاوز نشويد و براستى معامله نمائيد و بنا بر اين معنى لام علت محذوف است و ان حرف ناصبه است و ميشايد كه لا لاء ناهيه باشد و ان ان مفسره يعنى معنى مراد از وضع ميزان اينست كه در مگذريد از عدل و در جميع امور عدالت را منظور داريد آنكه به جهت مبالغه در اين باب تكرير اين معنى ميفرمايد بقوله * ( وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ ) * و به پا داريد سنجيدن را * ( بِالْقِسْطِ ) * بعدل يعنى زبان ترازو را راست داريد در وقت گرفتن و دادن * ( وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ ) * و كم مكنيد ترازو را يعنى كم مپيمائيد تا بوقت وضع ميزان شرمنده نشويد چه علت وضع ميزان تسويه است و در كتب اوايل مذكور است كه اى فرزند آدم عدل كن اگر خواهى كه به تو عدل كنند و وفا كن بمردمان اگر اراده داشته باشى كه با تو وفا كنند حاصل كه حق سبحانه در اينكلام ميمنت انجام نهى طغيان نموده كه عبارت است از اعتداء و زيادتى بر آنچه بندگان به آن مامورند و نهى خسران فرموده كه آن تطفيف و نقصان است و تكرار لفظ ميزان فرموده به جهت تشديد توصيه و تقويت امر باستعمال آن و حث مردمان بر آن و بنا بر آنكه مراد به وزن ميزان عدلست معنى آنست كه در همه امور به عدالت و سويت قيام نمائيد و بخس و نقص آن منمائيد و از سفيان بن عيينه مرويست كه اقامت وزن بيد است و قسط آن بقلب و چون او سبحانه