الملا فتح الله الكاشاني
22
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
پيدا شد يونس دانست كه در اينجا حكمتى است جامه توكل در سر كشيده خود را به دريا انداخت . 142 - * ( فَالْتَقَمَه الْحُوتُ ) * پس يك بار فرو برد او را ماهى * ( وَهُوَ مُلِيمٌ ) * و او به جهت ترك ندب مستحق ملامت بود و سزاوار عتاب ، يا آنكه ملامت كننده بود نفس خود را كه چرا ترك ندب نمودى و بىاذن الهى از ميان قوم خود گريختى و آن ماهي هم چنان كه مادر فرزند را محافظت نمايد نگاهداشت يونس ميكرد و رعايت او مينمود سر از آب برمىآورد و فرو ميبرد تا يونس در درون او نفس مىزد و بدين دستور سه روز يا هفت روز يا ده روز و روايتى ديگر بيست روز و اشهر آنست كه چهل روز در شكم ماهى بماند و آن ماهى او را در هفت دريا بگردانيد تا غرايب دريا مشاهده كرد چون بقعر دريا رسيد آواز تسبيح اهل دريا شنيد بموافقت ايشان بذكر الهى مشغول شد . 143 - * ( فَلَوْ لا أَنَّه ) * پس اگر نه آنست كه يونس * ( كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ) * بود از تسبيح گويندگان در شكم ماهى و ميگفت لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ يا آنكه از ذكر كنندگان نميبود پيش از آنكه به شكم ماهى رود ، يا از نمازگذارندگان در مدت عمر . 144 - * ( لَلَبِثَ ) * هر آينه درنك كردى * ( فِي بَطْنِه ) * در شكم ماهى * ( إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * تا روزى كه برانگيخته شوند مردمان ، اما ببركت ذكر او را زود از آن زندان امتحان نجات داديم . 145 - * ( فَنَبَذْناه ) * پس بيفكنديم او را يعنى ماهى را امر كرديم تا بساحل دريا آمده او را از اندرون خود بيرون آورد و بيفكند * ( بِالْعَراءِ ) * به زمين هموار يعنى بصحرايى كه خالى بود از درخت و گياه و كوه * ( وَهُوَ سَقِيمٌ ) * و حال آنكه او بيمار بود ، يعنى ضعيف و نحيف چون طفلى كه از مادر متولد شود و پوست او چون گوشت سرخ بود . 146 - * ( وَأَنْبَتْنا ) * و برويانديم * ( عَلَيْه ) * بر بالاى سر او * ( شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ ) * درختى از كدو تا ببرگهاى خود او را سايه كرد و از حرارت آفتاب او را نگهداشت ، و در بعضى از تفاسير آوردهاند كه خاصيت درخت كدو آنست كه مگس گرد آن نگردد ، چون حق سبحانه او را بدرخت كدو پوشيد از آفت ذباب و تاب آفتاب ايمن شد از حضرت رسول پرسيدند كه يا رسول اللَّه چونست كه كدو را بسيار دوست ميدارى فرمود كه به جهت آن كه درخت برادر منست يونس ، و بدانكه يقطين بر وزن يفعيل است و مشتق است از قطن بالمكان اذا قام به و آن هر شجره ايست كه بر وى زمين منبسط شود و او را ساق نباشد و اكثر استعمال آن در درخت كدو است و بعضى گفتهاند كه آن درخت انجير بود و برخى ديگر بر آنند كه درخت مورد بوده كه يونس ببركت آن درخت خود را ميپوشانيد و در سايه هاى شاخ آن