الملا فتح الله الكاشاني
40
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
استدلال ميتوانكرد بر موت و حيات * ( وَيَوْمَ ) * و ياد كن روزى را كه * ( يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ) * دميده شود در صور كه مشابه شاخست * ( فَفَزِعَ ) * پس بترسند از هول و هيبت آن * ( مَنْ فِي السَّماواتِ ) * هر كه در آسمانها است از ملايكه * ( وَمَنْ فِي الأَرْضِ ) * و هر كه در زمين است از جن و انس و ساير حيوانات و گويند نفخ صور تمثيلست براى انبعاث موتى بانبعاث جيش در وقت دميدن بوق و حق آنست كه اين بر حقيقت خود است و احاديث بسيار در باب صور اسرافيل و حقيقت آن نازل شده و از جملهء آن ابو هريره از رسول روايت كرده كه خداى تعالى چون از خلق آسمان و زمين بپرداخت صور بيافريد و با سرافيل داد و وى آن را در دهن گرفت و چشم را در زير عرش گماشت و حسن و قتاده گفتهاند كه صور جمع صورتست و مراد صور خلقست يعنى روزى كه ارواح را در ابدان دمند و به آن زنده گردند و حق آنست كه آن مانند شاخيست در دهن اسرافيل و منتظر است در زير عرش تا كى فرمان الهى در رسد كه در صور دمد ابو هريره گويد من گفتم يا رسول اللَّه صور چه باشد فرمود شاخى است بزرگ دور آن مقابل چند آسمانست و زمين و اسرافيل سه بار در او دمد يكى نفخهء فزع باشد و آن اينست كه در اين آيه مذكور شده دوم نفخهء صعقه و سيم نفخهء احيا پس اول كه اسرافيل را فرمايد كه دم در صور دمد هر چه در آسمان و زمين باشد بترسد و كوه ها بجنبش درآيند و چون گرد بر هوا روند و زمين از جاى خود بجنبد بر وجهى كه از اضطراب و تحرك اصلا قرار نگيرد مانند كشتى بر روى آب يا قنديل اويخته كه باد سخت بر او برخورد و ذلك قوله تعالى يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها يعنى مادران در آن هول فرزندان شير خواره را فرو گذارند و زنان آبستن بار بنهند و كودكان از ترس پير شوند و شياطين از فزع برمند و باقطار زمين روند فرشتگان تازيانه بر روى ايشان زنند تا باز بجاى خود اين دو همهء مردمان مدهوش و متحير شوند و يكديگر را ندا كنند كما قال اللَّه تعالى يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ما لَكُمْ مِنَ اللَّه مِنْ عاصِمٍ ايشان در اين باشند كه حقتعالى امر فرمايد تا زمين شكافته شود و شق شق گردد و چون در آسمان نگرند مانند مهل گداخته بينند پس شكافته گردد و ستارگان فرو ريزند و آفتاب و ماه گرفته كردند پس اسرافيل را فرمايد كه بار ديگر در صور دمد و اين نفخهء صعق باشد هر كه در آسمان و زمين باشد بميرد مگر جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و حملهء عرش پس بعزرائيل ندا رسد كه كس مانده است گويد همين من و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و حملهء عرش زنده ماندهايم و تو كه خداوندى و مبرا از و صمت زوال و فنا پس خطاب آيد بجبرئيل و ميكائيل كه بميريد ايشان فى الحال بميرند و حاملان عرش را نيز ندا رسد كه موتوا همه بميرند پس اسرافيل را گويد كه صور را بعرش ده و تو نيز فانى شو اسرافيل صور را بعرش