الملا فتح الله الكاشاني
36
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قدرت ما يقين نداشتند و اين مؤيد اينست كه حرف جر در كلمهء ان مقدر باشد و خروج دابة الارض نشانه ايست از علامات قيامت و در روايت آمده كه او از ميان صفا و مروه بيرون آيد مؤمن را از ايمان و كافر را از كفر او خير دهد و نزد اينحال تكليف مرتفع شود و توبه قبول نگردد و از ابن عمر مرويست كه هيچ مؤمن نباشد مگر كه دابه او را مسح كند و هيچ منافقى نبود مگر كه او را خطم كند و در شب مشعر كه مردمان متوجه منى باشند بيرون آيد و محمد ابن كعب قرطى روايت كرده كه امير المؤمنين را از اين دابة سؤال كردم فرمود اما و اللَّه ليس لها ذنب و ان لها لحية به خدا سوگند كه او را دم نباشد و محاسن داشته باشد و اين مشعر است به آنكه از بشر خواهد بود و صاحب معتمد آورده كه چون دنيا نزديك بفنا رسد حقتعالى او را از زمين بيرون آورد چنان كه ناقهء صالح ( ع ) را از سنگ بيرون اورد و آن را به گويا باشد و در حديث آمده كه خروج دابه و طلوع آفتاب از مغرب متقارب باشد هر كدام كه پيشتر بود آن ديگر در عقبش ظاهر گردد و از ابن عباس منقولست كه از اشراط ساعت اول آيات سماويه طلوع شمس باشد از مغرب و از اول ايات ارضى خروج دابه كه طول آن شصت گز باشد و چهار قائمه داشته باشد و او راغب باشد كه آن موهاى زرد و باريكست كه بر بچه هاى مرغ باشد و دو بال داشته باشد و در تيز روى هيچ هارب از او فوت نشود و هيچ طالب او را در نيابد روى او چون روى مردمان بود اما در غايت زشتى و ترسناكى و درخشندگى و در تيسير از ابن زبير و در كشاف از ابن جريح نقلكرده كه سر او شبيه بسر گاو بود و در عين المعانى آورده كه چشم او چون چشم خوك بود و گوش او مانند گوش فيل و شاخ او مشابه به شاخ گاو كوهى و لون او چون لون پلنگ و گردنش چون گردن شتر مرغ و سينه اش چون سينهء شير و پهلويش مانند پهلوى يوز و دمش چون دنبهء قوچ و قوايمش مانند قوايم شتر و ما بين قدمين او دوازده گز باشد به ذراع ادم و بروايت ابو هريره همهء الوان مختلف در او باشد و ما بين قرنين وى يك فرسخ باشد مر راكب سريع السير را و بيرون ايد ميان صفا و مروه و يا كوه اجياد كه در حوالى مكه است و يا وادى از اوديهء تهامه يا از بحر سدوم و در حديث آمده كه از اعظم مساجد يعنى مسجد الحرام بيرون آيد در كتاب علامت الساعة مذكور است كه از ركن خانهء كعبه بديد آيد و مردم به او نگرند و او مانند آفتاب سير كند و بلند شود و بعد از سه روز ثلث او بيرون آيد و اينقول ابن عمر است و بعضى بر آنند كه جز سر و گردن او بيرون نيايد و سر او با بر رسيده باشد و تن او هنوز از زمين بيرون نيامده باشد و حسن گفته كه خروج او تمام نشود مگر بعد از سه روز و از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه تا سه روز بيرون ايد و زياده از ثلث بيرون نيامده باشد و قول اشهر آنست كه تمام او بيرون آيد و روى بمشرق نهد و بآواز بلند صيحه كند كه همه اهل مشرق بشنوند و به همين طريق روى به مغرب و شام و يمن نهد و عصاى موسى و خاتم سليمان با او باشد روى مؤمنانرا بعصاى