الملا فتح الله الكاشاني
227
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( يُدَبِّرُ الأَمْرَ ) * ميسازد كار دنيا را باسباب سماويه چون ملائكه و غير آن و نازل مىشود آثار آن اسباب * ( مِنَ السَّماءِ إِلَى الأَرْضِ ) * از آسمان بسوى زمين * ( ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْه ) * پس عروج مىكند آن امر موجود گشته و ساخته شده و صعود مىكند بسوى او يعنى ثابت مىشود در علم او وقتى كه آن امر بوقوع ميآيد و ساخته مىشود و در تحت وجود در ميآيد و مدت ميان تدبير امر او و وقوع و وجود آن * ( فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه ) * در روزى است كه مص اندازه آن * ( أَلْفَ سَنَةٍ ) * هزار سال * ( مِمَّا تَعُدُّونَ ) * از آنچه شما شماره آن ميكنيد يعنى در زمان متطاولهء متماديه مراد استطالهء ما بين تدبير و وقوع است يعنى حق تعالى تدبير امرى مىكند كه بعد از هزار سال ديگر موجود خواهد شد و يا تدبير امرى مىكند باظهار آن در لوح محفوظ پس ملك به آن نازل مىشود و بعد از مدت هزار سال كه آدمى كمتر از آن طى مسافت نتواند كرد عروج مىكند و ابن عباس و حسن و ضحاك و قتاده و جبائى در تفسير اين گفتهاند كه حقتعالى تدبير و تقدير همهء امور مىكند بر حسب ارادهء خود در ما بين آسمان و زمين و ميفرستد ملكى را كه موكل است بر آن از آسمان به زمين پس صعود مىكند آن ملك بعد از ساختن و گذاردن امر بسوى مكانى كه حقتعالى امر فرموده كه بجانب آن صعود نمايد روزى كه مقدار آن هزار ساله راهست يعنى آن ملك فرود ميآيد از آسمان و بالا ميرود در مدتى كه اگر آدمى رود جز هزار سال ميسر نشود زيرا كه از زمين تا آسمان پانصد ساله راهست پس مقدار عروج و نزول آن هزار ساله راه بود پس مراد بقوله ( يعرج اليه ) اينست كه يصعد الى الموضع الذى امره بالعروج اليه كقول ابراهيم إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي اى ارض الشام التي امر ربى بالذهاب اليها و قوله تعالى وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِه مُهاجِراً إِلَى اللَّه وَرَسُولِه يعنى الى المدينة و لم يكن اللَّه سبحانه بالشام و المدينة و مجاهد بر اينوجه تفسير نموده كه حقتعالى تدبير امر مىكند و حكم هزار ساله ميفرمايد در يك روز براى هر شيئى كما قال وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ پس ملائكه به آن نازل ميشوند به جهت رسانيدن آن و صعود مينمايند به جهت ثبت و كتب آن در صحف خود در هر وقت از اوقات اينمدت تا آنكه هزار سال منتهى مىشود و بعد از آن ديگر باره حكم هزار سال ميفرمايد و به همين دستور تا انقراض عالم و بروايت ديگر از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه حقتعالى تدبير امر دنيا مىكند و تنزيل قضا مىكند از آسمان به زمين در مدت ايام دنيا و بعد از انقضاء دنيا امر و تدبير راجع به او مىشود تا آنكه امر جميع امراء و حكم همهء حكام منقطع ميگردد و همهء اوامر و احكام به او مخصوص مىشود و بنا بر اين مراد به * ( فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه أَلْفَ سَنَةٍ ) * روز قيامت است تا وقتى كه هر يك از خلايق بمستقر