الملا فتح الله الكاشاني
221
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مؤمنيناند چه در حديث آمده كه ايمان دو نصف است نصفى صبر است و نصفى شكر بعد از آن از حال سكينهء سفينه خبر ميدهد كه * ( وَإِذا غَشِيَهُمْ ) * و چون فرو گيرد و بپوشد اهل كشتى را و بر زبر ايشان در آيد * ( مَوْجٌ كَالظُّلَلِ ) * موج دريا كه در بزرگى مانند سايبانهاست يا مثل كوه ها يا ابرها كه ذى ظلند * ( دَعَوُا اللَّه ) * بخوانند خداى را * ( مُخْلِصِينَ ) * در حالتى كه پاك كنندگانند * ( لَه الدِّينَ ) * براى خدا دين خود را و باخلاص وى را خوانندگانند بدون شوب شرك چه خوف شدايد آفت هوا و تقليد را كه منازع فطرتست زايل گردانيده باشد و ايشان را بمقام فطرت اصلى باز برده * ( فَلَمَّا نَجَّاهُمْ ) * پس آن هنگام كه برهاند ايشان را و برساند بسلامت * ( إِلَى الْبَرِّ ) * به بيابان يعنى به خشكى * ( فَمِنْهُمْ ) * پس برخى از ايشان * ( مُقْتَصِدٌ ) * راست ايستادهاند بر طريقهء عدل كه آن طريق توحيد است و يا بعضى كافران از مرتبه فرط كفر خود تنزل نمايند و برخى ديگر بر اصرار خود باز گردند و بعضى ديگر برگردند از راه حق و جاهدان طريق توحيد باشند و مصر بر باطل مراد آنست كه مؤمنان ثابت باشند بر دعا و نياز خود و مشركان جاهد و منكر و يا عادل در وفا بعهد و يا متوسط در كفر و ظلم و تنزل نمايند از فرط كفر و ستمكارى * ( وَما يَجْحَدُ بِآياتِنا ) * و انكار نكنند نشانهاى قدرت ما را * ( إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ ) * مگر هر غدر كنندهء كه عهد شكنندهء فطرت اسلام است يا ناقض عهدى كه در دريا با خداى خود كرده باشد و ختر بمعنى اشد غدر است * ( كَفُورٍ ) * ناسپاس هر نعم پروردگار خود را آوردهاند كه سبب اسلام عكرمة ابن أبي جهل اخلاص او بود خواندن خداى را در حين احاطهء موج دريا و سدى از مصعب ابن سعد نقل كرده كه پدرم گفت كه چون روز فتح مكه واقع شد حضرت رسالت ( ص ) همه را امان داد مگر چار كس را كه فرمود اقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين با ستار الكعبه يعنى بكشيد آن چهار كس را و اگر چه بيابيد ايشان را كه دست زده باشند با ستار كعبه و آن عكرمة بن ابى جهل بود و عبد اللَّه ابن حنظل و قيس ابن ضبابه و عبد اللَّه ابن سعد بن ابى سرح و عكرمه در آن روز به سفر دريا رفته بود در اثناى دريا طوفان پيدا شد و نزديك بغرق شدن كشتى شد دست بدعا برداشت و از روى اخلاص خداى خود را بخواند و گفت بار خدايا اگرم نجات دهى از اين غرقاب من دست در دست محمد نهاده اسلام آورم چون نجات يافت نزد پيغمبر ( ص ) آمد و اسلام آورد و بعد از آن خطاب به جميع مكلفان ميفرمايد بقوله * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى جميع مردمان * ( اتَّقُوا رَبَّكُمْ ) * بترسيد از عقوبت پروردگار خود يا بپرهيزيد از ناشايستها * ( وَاخْشَوْا ) * و بترسيد * ( يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ ) * از آن روزى كه