الملا فتح الله الكاشاني
212
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
تطاول نمايند اين كلام علت نهيست از مرح و تاخير فخور كه مقابل مصعر خد است از مختال كه مقابل ماشى است بر طريق مرح به جهت موافقت رؤس آياتست * ( وَاقْصِدْ ) * و ميانه باش * ( فِي مَشْيِكَ ) * در رفتن خود يعنى ميان سرعت و بطؤ ميرو كه زود رفتن علامت خفت است و سبكبارى و دير حركت كردن نشانهء تجبر و بزرگوارى بلكه ميانه رو باش كه از علامت تواضع و بزرگواريست قتاده گفته كه در راه تواضع كن با مردمان از ابن عمر روايتست كه در جاهليت مردى از روى نشاط و تبختر ميرفت حقتعالى زمين را امر كرد تا وى را فرو برد تا قيامت فرو ميرود از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله روايتست كه شتاب زدگى در رفتار بهاء و جمال مرد را ببرد * ( وَاغْضُضْ ) * و فرود آور و كوتاه و كم گردان * ( مِنْ صَوْتِكَ ) * از آواز خود يعنى فرياد كننده و نعره زننده و دراز زبان مباش در سخن * ( إِنَّ أَنْكَرَ الأَصْواتِ ) * بدرستى كه زشتترين آوازها * ( لَصَوْتُ الْحَمِيرِ ) * هر آينه آواز خرانست كه اولش زفير است و آخرش شهيق يعنى در ارتفاع صوت فضيلتى نيست بلكه موجب وحشت است چه صوت حمار با وجود رفعت مكروه طبيعت است و موجب وحشت و در تشبيه رافع صوت بحمار و تمثيل صوت مرتفع او بصوت حمار و بعد از آن اخلاء كلام از لفظ تشبيه و اخراج آن در مخرج استعاره مبالغهء شدايد است در ذم بر تهجين رفع صوت و تنبيه بر آنكه از مكروحات شديده است نزد حقتعالى و توحيد صوت به جهت آنست كه مراد تفصيل جنس است در نكرية احاد و يا به جهت آنكه صوت در اصل مصدر است و اطلاق آن بر واحد و جمع شايع و در كشاف آورده كه ليس المراد ان يذكر صوت كل واحد من احاد هذا الجنس حتى يجمع و انما المراد كل جنس من الحيوان له الاصوات و انكر أصوات هذه الاجناس صوت هذا الجنس فوجب توحيده و در عين المعانى آورده كه مشركان عرب برفع اصوات تفاخر ميكردند حقتعالى بدين آيه رد كرد بر ايشان فخر ايشان را و حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله آواز نرم را دوست داشتى و جهر صوت را كاره بودى و در انجيل مذكور است كه اى عيسى بفرما بندگان مرا كه چون با من مناجات كنند آوازهاى خود را بخوابانند كه من همى شنوم و آنچه در دل ايشان است ميدانم و وجه تخصيص انكرية صوت بحمار با آنكه بعضى از آواز حيوانات انكر از صوت او است آنست كه آواز او نزد عرب مثلست در كراهت و سفيان ثورى فرموده كه فرياد هر حيوانى تسبيح او است الا حمار كه صيحهء او از روية شيطانست و در حديث آمده كه اذا سمعتم نهيق الحمار فتعوذوا باللَّه من الشيطان الرجيم فانه راى شيطانا چون او از حمار بشنويد متعوذ شويد به خدا از شيطان رانده شده از رحمت چه آواز او به جهت آنست كه شيطان را