الملا فتح الله الكاشاني
199
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فرمان او است كه هيچ كس صوت خود را بر ندارد مگر آنكه بر او سوار شوند دو شيطان و پايهاى خود را بر پشت و سينهء او زنند تا كه ساكت شود و در حديث ديگر آمده كه ما من رجل يرفع صوته بالغنا الا بعث اللَّه عليه شيطانين احدهما على هذا المنكب و الاخر على هذا المنكب و لا يزال يضربانه بارجلهما حتى يسكت يعنى هيچكس نباشد كه او از بغنا بلند گرداند الا حقتعالى دو شيطان بر او مسلط سازد يكى بر ايندوش و ديگرى بر آن دوش او نشيند و او را بپاهاى خود ميزنند و ميجنبانند تا كه خاموش شود و احدى باسناد خود از نافع نقل كرده كه ابن عمر گفته كه من از پيغمبر ( ص ) شنيدم كه در تفسير آيهء * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ) * فرمود كه آن كسى است كه بلهو و باطل كثير النفقه باشد و در آن سماحة نمايد و بيكدينار كه تصديق كند نفس او را خوش نيايد و از ابو هريره نقل است كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه من ملاء مسامعه من غناء لم يؤذن له ان يسمع صوت الروحانيين يوم القيمة قيل و ما الروحانيون قال قرء اهل الجنة هر كه پر سازد گوشهاى خود را از غنا ماذون نشود كه آواز روحانيان بشنود در قيامة گفتند روحانيان كيستند فرمود قاريان اهل بهشت و نيز از ابو امامه مروى است كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه خداى تعالى مرا فرستاد تا هدى و رحمت عالميان باشم و مرا فرموده تا مزامير و اوتار را محو كنم و خداى من بعزت و جلال خود سوگند خورده كه هر كه شربتى از خمر باز خورد بعمد من او را مانند آن شربتى دهم از صديد دوزخيان و هر كه خمر خوردن رها كند من او را از حوضهاى قدس آب دهم محمد ابن منذر گفته كه در اخبار به من رسيده كه روز قيامت حقتعالى گويد كجايند آنان كه سمعهاى خود را از لهو و مزامير شيطان منزه داشتهاند تا ايشان را در رياض مسك جاى دهم و حمد و ثناى خود را به او شنوانم و ايشان را بگويم كه لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ و از ضحاك روايت است كه الغناء منفذة للمال مسخطة للرب مفسده للقلب غنا محل فناى مال است و سخط و خشم خدا و فساد دل و بروايتى از ابن عباس مروى است كه آيه در حق مردى آمد كه او كنيزى خنياگرى بخريد تا پيوسته غنا ميگفت و هر حديث كه ترا از ذكر خدا باز دارد آن لهو است مانند اباطيل و مزامير و ملاهى و نزهات و انواع لهو و لعب و احاديث كاذبه و اساطير ملهيه و در اين داخل است سخريه به قرآن و لهو در آن و لهو در حديث و از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقلست كه اللهو هو الطعن فى الدين و الاستهزاء به و منه الغناء و از قتاده مرويست كه يحسب المرء من الضلالة ان يختار حديث الباطل على الحق مرد را از گمراهى همين بس كه سخن باطل را بر سخن حق اختيار كند * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْه ) * و چون خوانده شود بر آن كس كه لهو حديث خريده و اختيار كرده از قصهء رستم و اسفنديار و يا مغنيات و ساير امور ملهيه از ذكر حق * ( آياتُنا ) * آيت هاى كلام ما * ( وَلَّى ) * روى بگرداند * ( مُسْتَكْبِراً ) * در حالتى كه گردن كش بوده يعنى جهت تكبر التفات