الملا فتح الله الكاشاني
194
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
به خدا و رسول او باشد و لهذا نسبت آن را به خود كرده مراد ملائكه و انبيايند كه عالمند بر اكثر امور و مؤمنان انس و يا مراد ملائكهاند و جميع مؤمنان كه متصف بصفت علم و هم موصوف بايمان القصه در جواب كفار گويند جزا دروغ مىگوييد * ( لَقَدْ لَبِثْتُمْ ) * بدرستى كه درنگ كرديد در دنيا * ( فِي كِتابِ اللَّه ) * در لوح محفوظ يعنى لبث شما ثابتست در لوح محفوظ يا در قرآن لقوله تعالى وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ و يا در آنچه نوشته است يعنى واجب گردانيده بر شما زجاج گفته كه فى كتاب اللَّه اى فى علم اللَّه المثبت فى اللوح المحفوظ يعنى در علم خدا كه ثبت كرده شده است در لوح محفوظ و يا در آنچه نوشته است يعنى واجب گردانيده بر شما و يا در علم خدا و يا قضاى او شما مكث گرديد در دنيا يا در قبر إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا روز برانگيختن مراد آنست كه ملائكه و انس به اين قول رد آن چيزى كنند كه كفار گفته باشند و بر آن سوگند خورده بعد از آن گويند * ( فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ ) * پس اينست روز برانگيختن كه انكار مىكرديد * ( وَلكِنَّكُمْ كُنْتُمْ ) * و ليكن بوديد كه شما از فرط جهل و عدم تفكر و تدبر * ( لا تَعْلَمُونَ ) * نميدانستيد كه بعث حقست ذكر فا به جهت جواب شرط محذوفست و تقدير اينكه ان كنتم منكرين البعث فهذا يومه اگر بوديد انكار كنندگان روز بعث پس اينست روز بعث يعنى مبين شده بر شما بطلان انكار شما پس كافران آغاز اعتذار كرده بر آن تدارك ما فات طلب رجوع كنند به دنيا و اجازت نيابند كما قال * ( فَيَوْمَئِذٍ ) * پس آن روز * ( لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * سود نكند آنان را كه ستم كردند بر خود بكفر و شرك * ( مَعْذِرَتُهُمْ ) * عذر خواهى ايشان * ( وَلا هُمْ ) * و نه ايشان * ( يُسْتَعْتَبُونَ ) * خوانده شوند به چيزى كه ازالهء عتاب ايشان كند از توبه و ساعت هم چنان كه در دنيا به آن خوانده ميشدند و هذا ماخوذ من قولهم استعتبنى فلان عتبته اى استرضانى فارضيه يعنى ايشان را نگويند كه استرضاى خدا كنيد و طلب خوشنودى نمائيد از او زيرا كه حقتعالى در آن روز از ايشان راضى نشود كما قال صاحب الكشاف حقيقة اعتبته زالت عتبه و المعنى لا يقال لهم ارضوا ربكم بتوبة و طاعة و مثل قوله تعالى لا يخرجون منها و لا هم يستعتبون و قوله فما هم من المعتبين فمعناه انهم غير راضين بما هم فيه * ( وَلَقَدْ ضَرَبْنا ) * و هر آينه بيان كرديم * ( لِلنَّاسِ ) * براى مردمان * ( فِي هذَا الْقُرْآنِ ) * در اين قرآن * ( مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ) * از هر مثلى كه ايشان را به كار آيد در بيان توحيد و حشر و نشر و صدق رسل و يا وصف كرديم براى ايشان هر صفت عجيبه و خوانديم بر ايشان هر قصهء غريبه