الملا فتح الله الكاشاني

191

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

قدرت او نسبت با جميع ممكنات يكسانست و احياى موتى از جملهء مقدراتست بدليل انشا پس البته بر آن قادر باشد در حقايق آورده كه اثر رحمت نشانه خشية است كه زمين دل بدان زندگى مييابد و نزد بعضى اثر رحمت دل است كه منظر نظر حقست كه ( قلب المؤمن عرش اللَّه ) بعد از آن تفسير اهل كفران مينمايد بقوله * ( وَلَئِنْ أَرْسَلْنا ) * و اگر بفرستيم ما * ( رِيحاً ) * بادى كه مؤدى هلاك باشد چون دبور كه ريح عذابست و بر مزروعات ايشان وزد * ( فَرَأَوْه ) * پس به بينند اثر رحمة را كه نباتست و بنا بر قرائت آثار مرجع ضمير معنى آنست چه معنى آثار رحمت نباتست و يا ضمير راجعست به ذرع كه مدلول عليه است چه بما تقدم يعنى به بينند كشت را * ( مُصْفَرًّا ) * زرد شده بعد از سبزى و به هلاكت نزديك رسيده چنانچه از آن نفع نتوان گرفت * ( لَظَلُّوا ) * هر آينه گردند مِنْ بَعْدِه پس از اصفرار و زردى نبات و زرع * ( يَكْفُرُونَ ) * كه كافر شوند بنعمتهاى گذشته و كفران نمايند و نزد بعضى ضمير راجعست به حساب چه سحاب هر گاه زرد است موجب مطر نميشود و بر هر تقدير ايشان به جهت آن كافر نعمت شوند و بايستى كه در اين حال التجا به حق كردندى و از رحمت او نااميد نشدندى بلكه اميدوار بودندى برحمت واسعهء او تا رياح روح و راحت در عقب آن هبوب نموده منتج امطار مثمره شود و ثمرات مرغوبه مطلوبه از آن حاصل گردد بدانكه ( لام لئن ارسلنا ) موطئه است براى قسم كه داخلشده بر حرف شرط و لظلوا جواب آنست و ساد مسد جزاء و لهذا مفسر است باستقبال و اين آيات ناعيه است بر كفار بقلة تثبت و عدم تدبر و سرعت تزلزل ايشان به جهت عدم تفكر و سوء راى ايشان چه نظر سوى مقتضى آنست كه توكل بر خدا كنند و ملتجى شوند بسوى او به استغفار در حين احتباس مطر از ايشان و از رحمت مايوس نشوند و مبادرت نمايند بشكر گذارى و استدامت بطاعت و افراط ننمايند در استبشار در حين اصابت رحمت بايشان و صبر كنند بر بلاى او نزد رسيدن اصفرار بزروع ايشان و بنعم سابقه او كافر نگردند و چون كفار در حين آثار رحمت با بطر و فرح بودند و در وقت اصفرار زروع بيصبرى ميكردند و كفران نعمت مينمودند و اصلا از اينطريقهء سيئه بر نميگشتند بلكه به قضاى الهى راضى نمىشدند و جاهل بودند بصانع و مدبر خود و نميدانستند كه وى حكيمست كه همهء فعل او بر وجه اصلحست و به جهت اين بر نعمت او شكر نمى كردند و بر بليه و شدت صبر نمينمودند و در اين باب راسخ بودند و گوش بموعظه و نصيحت پيغمبر نميكردند از اين جهت حق سبحانه حبيب خود را فرموده كه اى محمد ( ص ) از هدايت كافران و وعظ و نصيحت ايشان دست بدار * ( فَإِنَّكَ ) * پس بدرستى كه تو * ( لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ) * سخن نميتوانى شنوانيد مردگان را