الملا فتح الله الكاشاني

171

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در تخليق البته در بعضى از چيزها مخالفند و اين نيست مگر به جهت تراكيب بديعه و لطايف عجيبهء داله بر كمال قدرت و حكمت او و اگر اين نوع اختلاف نمىبود و آدميان متوافق و متشاكل يكديگر ميبودند هر آينه موجب تجاهل و التباس مىشده به جهت آن مصالح كثيره متعطل مىگشت * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه مخالفت در السنه و الوان آدميان با آنكه از يك پدر و مادر زاده باشند * ( لآياتٍ ) * هرآينه نشانهاى قدرت ما است * ( لِلْعالِمِينَ ) * هر همهء عالميان را يعنى بر هيچ عاقلى از ملك و جن و انس پوشيده نيست و همه مىدانند كه در اين اختلاف حكمت كليه مندرجست چه اگر بر اينوجه نبودى امتياز بين الاشخاص مشكل بودى و بسيارى از مهمات معطل ماندى و حفص بكسر لام خواند يعنى آيات مر اهل علم را است كه در آن نظر مىكنند و بغوران مىرسند و مؤيد اينست قوله وَما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از علامات قدرت كاملهء او * ( مَنامُكُمْ ) * خواب كردن شما است * ( بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * در شب و روز جهت استراحت قواى نفسانيه و قواى حيوانيه و طبيعيه * ( وَابْتِغاؤُكُمْ ) * و جستن شما روزى * ( مِنْ فَضْلِه ) * از بخشش او يعنى طلب معاش بروز و شب و اكثر مفسران گفته‌اند كه مراد منامست بليل و ابتغاء بروز يعنى اول مخصوص است بشب و ثانى بروز پس در آيه تقديم و تاخيرى باشد بحسب معنى و لهذا صاحب كشاف گفته كه هذا من باب الف و ترتيبة و من آياته منامكم و ابتغاؤكم من فضله بالليل و النهار پس حقتعالى ضم فرموده ميان زمانين و فعلين بعاطفين به جهت اشعار به آنكه هر يك از زمانين اگر چه مختص باحد فعلين است اما صلاحية ديگرى نيز دارد نزد حاجت و اين معنى اظهر از تفسير اولست به جهت تكرار ان در قدرت و لهذا معظم مفسران بر اينوجه تفسير فرموده اند * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در خواب شب و معيشت روز * ( لآياتٍ ) * دلالتها است و عبرتها * ( لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ) * براى گروهى كه بشنوند به گوش هوش و سماع تفهم و استبصار چه حكمت در او ظاهر و آشكار است * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از نشانهاى حكمت او است كه * ( يُرِيكُمُ الْبَرْقَ ) * مىنمايد بشما برقرار * ( خَوْفاً ) * جهت خوف مسافران از رسيدن صاعقه بايشان * ( وَطَمَعاً ) * و به جهت طمع مقيمان پرسيدن باران و يا جهت رسيدن مطلق آدميان به رسيدن صواعق بايشان به جهت خوف نيامدن باران و اميد باريدن آن بدانكه ان مقدر است در يريكم كقوله الا يا أي هذا الزاجرى احضر الوغا و ان اشهد اللذات هل انت مخلد و يا فعل در آن نازل منزلهء مصدر است كقولهم تسمع بالمعيدى خير من ان تراه