الملا فتح الله الكاشاني

80

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

پشه را بر ايشان گماشت تا كه گوشتهاى ايشان را بخورد و خونهاى ايشان را بياشاميد و يكى از آنها در دماغ نمرود رفت تا آنكه او را هلاك كرد حاصل كه ايشان ميخواستند كه مكرى و كيدى كنند بر ابراهيم آن مكر بر ايشان منقلب شد و بعذابى مستاصل شدند كه اصلا در مخيلهء ايشان نميگذشت كه به آن هلاك توانند شد * ( وَنَجَّيْناه ) * و نجات داديم ما ابراهيم را از زمين عراق كه منزل نمرود و قوم او بود * ( وَلُوطاً ) * و برادر زادهء او لوط بن هارون بن تارخ را و رسانيديم ايشان را * ( إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها ) * بآنزمينى كه بركت داديم در آن * ( لِلْعالَمِينَ ) * مر جهانيان را يعنى زمين شام و در آن زمان اهل توحيد سه كس بيش نبودند ابراهيم و لوط و ساره كه دختر عم ابراهيم بود و زوجه او و بركت زمين از آن حيثيت بود كه قائم انبيا در آن ولايت مبعوث شده بودند و از آنجا شرايع ايشان كه مبادى كمالات و خيرات دينيه و دنيويه بود باقطار عالم رسيده و منتشر شده و يا بركت آن از حيثيت كثرت آب و ثمار و اشجار بود و بسيارى نعمت و ارزانى آن و طيب عيش غنى و فقير و در روايت ثابت شده كه ابراهيم على نبينا و عليه السلام بفلسطين كه افضل بقاع زمين شامست نزول فرمود و لوط عليه السلام بمؤتفكات و ميان اين دو موضع مسافت يك شبانه روز بود و در خبر آمده كه هيچ آبى خوشتر از آب شام نيست و منبع جميع آن آبها از زير صخرهء بيت المقدس است و قتاده گفته كه بركت آن زمين از آن جهت است كه دار هجرة انبيا است و هر چه از زمين بكاهد در شام افزايد و هر چه از شام بكاهد در فلسطين افزايد و ديگر آن زمين حشر و نشر است و عيسى كه از آسمان نزول كند آنجا فرود آيد و هلاكت دجال آنجا باشد ابو قلابه روايت كرده كه رسول فرمود كه در واقعه ديدم كه فرشتگان قرآن برگرفتند و بشام بردند بعد از آن تاويل بر آن وجه فرمود كه در آخر زمان چون اسلام ضعيف شود ملل مختلفه بسيار شود مسلمانان به بيت المقدس گريزند و در خبر آمده كه چون كعب الاخبار بشام توطن كرد عمر كس فرستاد كه چرا بمدينه نيايى كه دار الهجرة حضرت رسالت است در جواب فرستاد كه در كتب اوايل خوانده‌ام كه شام گنج خدا است در زمين و خداى را اينجا گنجى است از براى بندگان از محمد بن اسحق مرويست كه ابراهيم لوط و ساره را كه بوى گرويده بودند برداشته بشام هجرت فرمود كما قال فَآمَنَ لَه لُوطٌ وَقالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي و از آنجا بنجران آمد و مدتى آنجا بود و از آنجا بمصر رفت و باز بشام معاودت نمود و در زمين فلسطين توطن كرد و حقتعالى لوط را بمؤتفكه فرستاد بدعوت مردمان و از ابن عباس مرويست كه ابراهيم از زمين عراق متوجه مكه شد كه بركت همهء عالميان از آنست كه كما قال اللَّه تعالى إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِينَ * ( وَوَهَبْنا لَه ) * و بخشيديم ابراهيم را از ساره كه دختر عم او بود پسرى * ( إِسْحاقَ ) * نام او اسحق * ( وَيَعْقُوبَ ) *