الملا فتح الله الكاشاني
65
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
الظلم كيف تنام العيون عن ملك ياتيك منه فوايد النعم جوان بآواز من از خواب درآمد و من صورت حال به او باز گفتم وى بگريه آمد و بر دست من توبه كرد القصه حق سبحانه ميفرمايد نه چنان است كه كفار از آيات متوعده و دلايل و حجج و بينه متعظ و متذكر شوند * ( بَلْ هُمْ ) * بلكه ايشان از فرط عناد و جحود * ( عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ ) * از ياد كردن پروردگار خود يعنى از مواعيد و مواعظ او يا از ذكر او بعنوان وحدانيت * ( مُعْرِضُونَ ) * روى گردانندگاناند و هرگز آن را در خواطر خود نميگذرانند پس از عقوبت الهى كجا ترسند و نگاه دارنده را چه شناسند آن گاه بر سبيل توبيخ و تقريع ميفرمايد كه * ( أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ ) * ام منقطعه است كه بمعنى همزهء استفهاميه است يعنى آيا مر ايشانراست خدايانى كه از روى اقتدار و توانايى * ( تَمْنَعُهُمْ ) * باز دارد از ايشان عذابى را كه * ( مِنْ دُونِنا ) * از نزد ما بايشان رسد يا بازدارند ايشان را از عذاب و متجاوز شوند از منع و حفظى كه نزد ما است يعنى آيا قوت منع و حفظ آنها بر وجهى باشد كه از منع و حفظ ما درگذرند و گويند در كلام تقديم و تاخيرى هست و تقديرش اينكه ام لهم آلهة من دوننا تمنعهم يعنى آيا مر ايشان را خدايانى هست بجز از ما كه منع عذاب نمايند از ايشان و اين هر دو اضراب از امر بسؤال بر طريق ترتيب است چه اضراب از معرضى كه غافل باشد از شيئى بعيد است و از معتقد نقيض آن ابعد پس بيان ضعف الههء ايشان مىكند و ميفرمايد كه * ( لا يَسْتَطِيعُونَ ) * نميتوانند بتان كه به زعم ايشان الههاند * ( نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ ) * يارى دادن مر نفسهاى خود را يعنى اگر كسى در صدد آن شود كه مكروهى بايشان رساند از كسر و قطع و تلويث و امثال آن آن را از خود دفع نتوانند كرد پس چگونه عبده خود را نگاه توانند داشت از نكال و عذاب * ( وَلا هُمْ ) * و نيستند اصنام * ( مِنَّا ) * كه از جانب ما * ( يُصْحَبُونَ ) * مصحوب باشند بنصرت يعنى نصرت ما مصاحب ايشان نيست تا نگاه داشته و يارى داده شوند از عذاب اين آيه استينافست بابطال آنچه اهل شرك اعتقاد كردهاند و خلاصهء معنى آنست كه هر كه قادر نباشد بر نصرت نفس خود نزد وقوع مكاره بر آن مصحوب نباشد بنصر و تاييد از جانب خدا چگونه و بچه وجه منع عذاب از غير خود كند و ناصر و معين او باشد نزد حدوث عذاب و عقاب بر او و ميتواند بود كه معنى آن باشد كه بتان يا عبدهء ايشان نصرت خود نميتوانند داد و بسبب مصاحبت غيرى بايشان از عذاب ما محفوظ نتوانند شد يعنى مصاحب ايشان آنها را از عذاب ما نتوانند رهانيد و زنهار داد * ( بَلْ مَتَّعْنا ) * اضراب است از توهم ايشان در اينكه حفظ و كلاءت ايشان مانعيست كه منع عذاب ايشان مىكند از