الملا فتح الله الكاشاني

49

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ملائكه بطريق استهزاء و تهكم بايشان گفتند كه * ( لا تَرْكُضُوا ) * متازيد و بسرعت مرويد و مگريزيد * ( وَارْجِعُوا ) * و باز گرديد * ( إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيه ) * بسوى آن چيزى كه متنعم شده بوديد در آن چيز از مال و ملك و منال و انواع ترفه و التذاذ خود و آن از اتراف مشتق است بمعنى ابطار نعمت يعنى بازائيد بسوى نعمتهايى كه در آن نازان و مترفه و ملتذ بوديد * ( وَمَساكِنِكُمْ ) * و بسوى مسكنهاى خود * ( لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ ) * شايد كه شما پرسيده شويد از نعمت يعنى تا فقرا از شما سؤال چيزى كنند چه شما اهل ثروت و نعمتيد يا آنكه رسول شما از شما طلب ايمان كنند هم چنان كه شما را قبل از اين بر آن دعوت ميكردند از ابن عباس منقولست كه تا از شما پرسند كه پيغمبران شما را كه كشته و يا خدم و حشم شما بيايند و از شما سؤال كنند كه ما را بچه ميفرمايند تا امتثال كنيم و خدمت كارى بجا آريم و يا فرداى قيامت شما را از افعال و اعمال سؤال كنند نه در دنيا يا بپرسند از شما كيفيت اين بليه را و در دفع آن كوشند و اين همه بر طريق تهكمست و استهزا و يا از شما سؤال كنند از آنچه بر شما واقع شده و شما جواب دهيد كه بر ما عذاب چنين و چنين نازل شده تا تنبيه غير شود و يا شما را عذاب كنند چه سؤال از مقدمات عذابست و يا شما را از اعمال و تنعمى كه در دنيا به غير حق داشتيد سؤال كنند و از آنچه به آن مستحق اين عذاب گشته‌ايد بپرسند و ميتواند بود كه اين كلام بعضى مؤمنان بوده باشد كه اينجا بوده‌اند و يا بلسان حال باشد يعنى حال ايشان سزاوار اين بود كه بر طريق تهكم به اين كلام مخاطب شوند القصه چون ايشان مقدمات عذاب را ديدند و خلاصى آن را وجهى نيافتند بر سبيل ندم و حسرت * ( قالُوا يا وَيْلَنا ) * گفتند ايواى بر ما * ( إِنَّا كُنَّا ) * بدرستى كه ما بوديم * ( ظالِمِينَ ) * ستمكاران بر نفس خود كه تكذيب پيغمبر خود كرديم و او را بقتل رسانيديم و ويل كلمه ايست كه در حين نزول عقوبت و هلاكت ميگويند * ( فَما زالَتْ ) * پس هميشه بود * ( تِلْكَ ) * آن كلمهء يا ويلنا * ( دَعْواهُمْ ) * خواندن ايشان يعنى هميشه اين كلمه را تكرار و ترداد ميكردند و تسميهء ترداد بدعوى به جهت آنست كه در مويول بمثابهء آنست كه ويل را خواند و گويد ( يا ويل تعالى فهذا او انك ) يعنى اى ويل بيا كه اين هنگام زمان حضور تست و هر يك از تلك و دعوى احتمال اسميه و خيريه دارد حاصل كه اهل حضور بعد از مشاهدهء عذاب پيوسته كلمهء يا ويلنا مىگفتند * ( حَتَّى جَعَلْناهُمْ ) * تا وقتى كه گردانيديم ايشان را * ( حَصِيداً ) * گياهى درويده * ( خامِدِينَ ) * افسرده گان و مردگان هم چنان كه آتش كه فرو ميرد بدانكه حصيد نبت محصود است و لهذا بصيغهء جمع واقع