الملا فتح الله الكاشاني

467

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

به بيخ درخت آمد و چون زير درخت آمد باز بر سر درخت رفت از آن حال متحير فروماند گويند آتشى بود محرق مانند ساير آتشها و بر هر تقدير چون موسى ( ع ) به آنجا رسيد * ( نُودِيَ ) * ندا كرده شد * ( أَنْ بُورِكَ ) * به آنكه بركت داده و بكثرت خير فايز باد * ( مَنْ فِي النَّارِ ) * هر كه در مكان آتش است كه آن بقعهء مباركه مذكوره است هم چنان كه در كريمهء نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ * ( وَمَنْ حَوْلَها ) * و هر كه گرداگرد مكان آتش است و نواحى آن بدان كه ان در ان بورك تفسيريه است زيرا كه ندا در معنى قولست پس ان بورك بمعنى بورك باشد و يا آنكه مصدريه است و يا مخففه از مثقله پس تقدير اين باشد كه بان بورك و بنا بر آنكه مخففه باشد تخفيف آن اگرچه مقتضى تعويض است به لا يا قد يا سين يا سوف ليكن ان بورك دعا است و آن مخالف غير خود است از اخبار در احكام كثيره و ظاهر آنست كه من فى النار و من حولها عام باشد و شامل هر كه در اين واديست و حوالى آن و ارض شام كه موسوم است بكثرة بركات چه آن مبعث انبيا است و مجمع احياء و اموات ايشان و مهبط وحى بر ايشان خصوصا اين بقعه كه حقتعالى با موسى در آن تكلم فرمود و نزد بعضى مراد به اول موسى است و بثانى ملائكه كه حاضر بودند آنجا و ابن عباس و سعيد بن جبير گفته كه مراد بنا نور است و مراد به من او سبحانه و معنى من بورك قدس است يعنى منزه است آنكه در اين نور است نه بمعنى مكان بلكه بمعنى علم و حفظ و بمعنى آنكه موسى را از آنجا ندا كرده و كلام خود را آنجا ايجاد فرموده و موسى در آنجا سخن او را بشنيد و نزد بعضى در كلام چيزى محذوفست و تقدير اينكه بورك من فى النار قدرته و سلطانه و آياته و بنا بر آنكه مراد به من فيها موسى است معنى اينست كه من فى طلبها و مجاهد گفته كه من زايده است اى بورك فى النار و فيمن حولها و گويند من بمعنى ما است كقوله فمنهم من يمشى و بر هر تقدير تصدير اينخطاب به اين كلام بشارتست به آنكه حقتعالى از براى موسى امرى عظيم حكم خواهد فرمود كه بركت آن در اقطار شام منتشر گردد و آن تكليم است با او و استنباى او و اظهار معجزات بر دست او * ( وَسُبْحانَ اللَّه ) * و پاك است خداى * ( رَبِّ الْعالَمِينَ ) * كه پروردگار عالميان است از تشبيه اين از تتمهء آن چيزى است كه موسى ندا كرده شد به آن تا از سماع كلام او سبحانه توهم تشبيه نكند و به جهت تعجب از عظمة اين امر و يا تعجب موسى از اين و ذكر رب العالمين به جهت تنبيه است بر آنكه اين امر از جلال امور و عظام شئونست آورده‌اند كه چون موسى اين ندا بشنود از آن متعجب شده با خود گفت آيا اين ندا كننده كه باشد باز ندا آمد كه * ( يا مُوسى إِنَّه ) * اى موسى بدرستى كه شان و قصه اينست كه * ( أَنَا اللَّه الْعَزِيزُ ) *