الملا فتح الله الكاشاني

461

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از اشيايى كه به آن ارتكاب مينمايند و اگر كسى تفحص اشعار شعرا كند بر بسيارى از اينمقوله مطلع شود و در خبر است كه چون سليمان عبد الملك اين بيت از فرزدق بشنيد كه فبتن لجانبى مصرعات و تب افض اغلاق الحظام گفت قد وجب عليك الحد حد بر تو واجب شده گفت يا امير المؤمنين قد درأ اللَّه عنى الحد بقوله و انهم يقولون مالا يفعلون يعنى حقتعالى اسقاط حد فرموده است از من به اين آيه سلمان از سر او درگذشت و به او صله داد بدانكه چون اعجاز قرآن از جهة معنى و لفظ است و كفار قدح در معنى او نموده گفتند انما تنزلت به لشياطين و در لفظ به آنكه از جنس كلام شعر است حقتعالى ذكر اين هر دو قسم نمود و تبيين منافات قرآن فرمود به اين دو قسم و مضاد حال رسول به حال از بات اين هر دو در تفسير كواشى مذكور است كه بعد از نزول اين آيه حسان بن ثابت و ابن رواحه و جمعى ديگر از شعراى صحابه بجانب جناب نبوة پناه ( ص ) آمده بموقف عرض رسانيدند كه حقتعالى ميداند كه ما شاعريم ميترسيم كه به اين صفت بميريم و از اهل غوايت و ضلالت باشيم حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه ان المؤمن مجاهد بسيفه و لسانه مؤمن جهاد مىكند بشمشير خود و به زبان خود يعنى هجو كفار كنيد و در باب مدحت و توحيد و نصيحت و مواعظ سخن گوئيد پس اين آيه نازل شد كه * ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * يعنى شعرا متبوع سفهااند و در همه بوادى سرگردانند مگر آنها كه ايمان آورده‌اند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كردارهاى شايسته يعنى پيغمبر ( ص ) را ستايش كردند و به هجو و مذمت كفار اشتغال نمودند و غير آن از اعمال صالحه * ( وَذَكَرُوا اللَّه ) * و ياد كردند خداى را در اشعار خود * ( كَثِيراً ) * ياد كردن بسيار يعنى اكثر اشعار ايشان در تحميد و تمجيد و توحيد است و تحريص بر طاعت و تنبيه از غفلت و يا اشتغال باشعار ايشان را از ياد خدا و تلاوة قرآن غافل نساخت * ( وَانْتَصَرُوا ) * و انتقام كشيدند از مشركان * ( مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا ) * پس از آنكه ستم ديده شده بودند بهجا يعنى هجو ايشان را بر ايشان رد كردند و حضرت پيغمبر ( ص ) را مدحت فرمودند و دين اسلام را ستايش كردند و اهل هجاى خود را هجو كردند حاصل كه اين آيه استثنا است براى شعراى مؤمنين صالح چون عبد اللَّه رواحه و حسان بن مالك و كعب زهير كه اكثار مينمودند در ذكر حقتعالى و اكثر اشعار ايشان در توحيد بود و ثناى او سبحانه و حث مردمان بر طاعت او در موعظه و آداب حسنه و مدح رسول ( ص ) و صحابه و صلحاى امت و اگر هجو ميكنند مراد ايشان انتصار است از كسانى كه هجو ايشان كرده‌اند و مكافات هجاى مسلمانان لقوله تعالى لا يُحِبُّ اللَّه الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ و زياده از هجو ايشان نميگويند كقوله تعالى فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده كه المسبان ما قالا فعلى الاول ما لم يعتد المظلوم دو دشنام دهنده كه يكديگر را دشنام دهند هر چه گويند و بال بر آن كس باشد كه ابتدا كرده ما دام كه