الملا فتح الله الكاشاني

430

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

موقف آن را بينند و بمشاهدهء منازل خود مسرور شوند * ( وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ ) * و ظاهر كرده شود آتش دوزخ * ( لِلْغاوِينَ ) * براى گمراهان تا در آن نگرند و مقامات خود را ببينند و غم و الم و حسرت ايشان بيفزايد و اختلاف فعلين جهت ترجيح است جانب وعد را هشام بن سعيد روايت كند كه از ابى عبد اللَّه ( ع ) پرسيدم از معنى الْغاوُونَ فرمود آنان كه بدانند و بشناسند حقرا و عمل بخلاف آن كنند و در خبر ديگر آمده كه ايشان بنى اميه‌اند و فلان فلان * ( وَقِيلَ لَهُمْ ) * و گفته شود مر ايشان را يعنى فرشتگان به حكم حق سبحانه از ايشان پرسند بر وجه توبيخ كه * ( أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * آيا كجااند آنچه بوديد كه پيوسته * ( تَعْبُدُونَ ) * مىپرستيديد آن را * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خدا يعنى كجااند خدايان شما كه بديشان اميدوار بوديد * ( هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ ) * آيا هيچ يارى مىدهند شما را بدفع عذاب از شما * ( أَوْ يَنْتَصِرُونَ ) * يا انتقام ميكشند براى شما از كسى كه عذاب شما مىكند و گويند انتصار بمعنى امتناع است يعنى آيا ممتنع مىشوند از عذاب خود و دفع ميكنند آن را از خود چه در آن روز همه كفار با اصنام و اوثان خود در آتش دوزخ باشند و وقود نار كما قال * ( فَكُبْكِبُوا فِيها ) * پس بر وى درافكنده شوند در دوزخ * ( هُمْ وَالْغاوُونَ ) * بتان و گمراهان يعنى پرستندگان ايشان كبكبه تكرير كب است به جهت تكرير معنى آن يعنى هر كرا در آتش دوزخ اندازند پياپى بر وى افتد تا آنكه در قعر دوزخ جاى گيرد * ( وَجُنُودُ إِبْلِيسَ ) * و بدوزخ انداخته شوند لشگرهاى ابليس يعنى متابعان وى از عصاة يا اعوان و زرارى و * ( أَجْمَعُونَ ) * همه ايشان اين تاكيد جنود است يا تاكيد ضمير و آنچه معطوفست بر آن * ( قالُوا ) * گويند كافران * ( وَهُمْ فِيها ) * و حال آنكه ايشان در دوزخ * ( يَخْتَصِمُونَ ) * دشمنى كنند با يكديگر يعنى عبدهء اصنام با بتان گويند در وقتى كه حق تعالى اصنام را ناطق ساخته باشد تا تخاصم صحيح باشد و ميتواند بود كه اين تخاصم ميان عصات و شياطين باشد يعنى كافران با ديوان تخاصم كرده گويند * ( تَاللَّه ) * به خدا سوگند * ( إِنْ كُنَّا ) * بدرستى كه ما بوديم * ( لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * هر آينه در گمراهى هويدا و پيدا * ( إِذْ نُسَوِّيكُمْ ) * وقتى كه برابر ميكرديم شما را در استحقاق عبادت * ( بِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * بپروردگار عالميان * ( وَما أَضَلَّنا ) * و گمراه نكردند ما را و بر ضلالت نداشتند * ( إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ) * مگر بدكاران از مهتران و پيشوايان ما كه بايشان اقتدا ميكرديم