الملا فتح الله الكاشاني
422
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دوازده راه بگذشتند * ( ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ ) * پس غرق گردانيديم ديگران را يعنى جميع قبطيان را به اين وجه كه چون ميان آن دوازده راه رسيدند آبها را بر سر ايشان فرود آورديم و همه را هلاك ساختيم * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در انجاى موسى و قوم او و اهلاك فرعون و احزاب او * ( لآيَةً ) * هر آينه علامتيست روشن و دلالتى هويدا بر قدرت الهى تنكير آيه به جهت تعظيم و تفخيم آنست اى آية و آية و آية يعنى آيتى و چه آيتى مانند رجل اى رجل اى رجل عظيم * ( وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ ) * و نبودند بيشترين قوم فرعون * ( مُؤْمِنِينَ ) * گرويدگان چه از تمامى قبط از مردان جز حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود كسى ايمان نياورده بود و او با حضرت موسى ( ع ) از مصر بيرون آمده بود و از زنان آسيه زن فرعون و زنى كه راه نمونى كرد بر تابوت يوسف ( ع ) چنان كه گذشت و گويند ضمير اكثرهم راجع بقطيان و بنى اسرائيل است يعنى بيشتر اين قوم متنبه نشدند بر اين آيهء عظيمه و ايمان نياوردند اما قوم فرعون همين يك مردود و زن گرويده بودند و اما بنى اسرائيل از موسى ( ع ) سؤال بقره كردند تا آن را بپرستند پس اكثر گوساله پرست شدند و طلب رؤيت خدا كردند چنان كه در سورة الاعراف بر وجهى ابسط مسطور شده پس اى محمد ( ص ) از عدم ايمان قريش اندوهناك مشو كه ايشان تابع اسلاف خودند كه هر چند حجت بينه و دلايل ساطعه بينند نگروند * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه پروردگار تو اى محمد ( ص ) * ( لَهُوَ الْعَزِيزُ ) * هر آينه او است غالب و منتقم از اعداى خود و هيچ كس را قوة غلبه بر او نيست * ( الرَّحِيمُ ) * مهربانست كه عقوبت نكند مگر بعد از الزم حجت و يا رحيمست باولياى خود * ( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ ) * و بخوان اى محمد ( ص ) بر مشركان عرب * ( نَبَأَ إِبْراهِيمَ ) * خبر ابراهيم كه ايشان خود را به دو نسبت ميكنند و بفرزندى او مفتخرند و مستظهر و در اين خبر تسليه و موعظهء قوم تست * ( إِذْ قالَ ) * و ياد كن كه چون گفت ابراهيم * ( لأَبِيه ) * مر پدر خود را يعنى عم خود را آزر كه در تربيت و اشفاق مانند پدر او بود * ( وَقَوْمِه ) * و مر گروه خود را يعنى اهل بابل مراد آنست كه از عم و قوم خود سؤال كرد كه * ( ما تَعْبُدُونَ ) * چيست كه ميپرستيد اگر چه حضرت ابراهيم ( ع ) ميدانست كه ايشان عبادت اصنام ميكنند اما غرض وى از اين سؤال آن بود كه بايشان بنمايد كه آنچه ايشان بعبادت آن مشغولند از اصنام مستحق عبادت نيستند * ( قالُوا ) * گفتند ايشان در جواب ابراهيم ( ع ) * ( نَعْبُدُ أَصْناماً ) * ميپرستيم بتان را * ( فَنَظَلُّ لَها ) * پس هميشه ميباشيم مر آن را * ( عاكِفِينَ ) * مجاوران و ملازمان و مراد باصنام تمثالها