الملا فتح الله الكاشاني
417
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ما را به آن وعيد مىنمايى چه صبر بر آن ماحى ذنوب و موجب قربست به حضرت عزت و يا بسببى از اسباب موت و صلب و قتل تو ما را انفع و اجراى اسباب است به رسيدن به ثواب جاودانى و تقرب به حضرت سبحانى پس چون كه او سبحانه ما را مجازات عظيم خواهد داد بر ايمان و صبر ما كه آن جنت نعيم است كه سمت فنا و زوال نپذيرد پس قطع و صلب تو ضرر بما نرساند بلكه علت منفعت ابدى و باعث سرور و به جهت سرمدى خواهد بود * ( إِنَّا نَطْمَعُ ) * بدرستى كه ما طمع ميداريم * ( أَنْ يَغْفِرَ لَنا ) * آنكه بپوشاند براى ما * ( رَبُّنا ) * پروردگار ما و عفو نمايد * ( خَطايانا ) * گناهان ما را * ( أَنْ كُنَّا ) * به جهت آنكه بوديم از اهل اين محفل و يا از آل فرعون و اتباع او * ( أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ) * اول گرويدگان بوحدانيت خدا و بنبوت موسى ( ع ) اين جمله بحسب معنى تعليل ثانيست مر نفى ضبر را و يا تعليل علت متقدمه يعنى رجوع ما به ثواب و رحمت حضرت عزت به جهت آنست كه ما اول گرويدگانيم به او سبحانه آوردهاند كه فرعون بفرمود تا دست راست و پاى چپ آن مؤمنانرا بريدند و ايشان را از دارهاى بلند درآويختند و حضرت موسى ( ع ) براى ايشان ميگريست و حضرت عزت حجابها از پيش نظر او برداشت و منازل قرب و مقامات ايشان را به نظر او درآورد تا تسلى يافت و مرويست كه اول كسى كه بقطع ايدى و ارجل امر كرد فرعون بود پس موسى بعد از اين صورت چند سال ديگر در ميان فرعونيان دعوت ميكرد و معجزات بديشان مينمود و روز بروز عناد ايشان بيشتر ميشد تا هلاك ايشان به نزديك رسيد و حكم الهى صادر شد كه موسى ( ع ) با قوم خود از مصر بيرون رود كما قال جل ذكره * ( وَأَوْحَيْنا ) * و وحى كرديم * ( إِلى مُوسى ) * بسوى موسى * ( أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي ) * آنكه در شب به بر بندگان مرا يعنى بنى اسرائيل را از مصر بيرون بر كه نجات شما و هلاكت كفره در اينست و نوعى كن كه در وقت رفتن شما كسى از فرعونيان بر اين واقف نشود و تا ايشان خبردار گردند شما قطع مسافت بسيار كرده باشيد و بشما نتوانند رسيد كه ضرر و ايذا رسانند * ( إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ) * بدرستى كه شما از پى درآمده شدگانيد يعنى فرعون و قوم او از پى شما درآيند اما بشما نرسند بلكه ما شما را از دريا بگذرانيم و ايشان را غرق سازيم در مختار القصص آوردهاند كه موسى بنى اسرائيل را امر فرمود تا پيرايه ها و زيورها را قبطيان ببهانهء آنكه عيد ما نزديكست و ميخواهيم كه اهالى خود را بدان بيارائيم عاريه گرفتند و وعده فرمود كه در فلان شب تهيهء اسباب نموده بوقت طلوع قمر بفلان موضع جمع شويد ايشان بر اين صورت اسباب سفر را بتقديم رسانيدند و چون وقت رحيل رسيد راه دروازه را بر ايشان مشتبه گشت منشأ اين را معلوم كردند چنان بود كه يوسف ( ع ) دعا كرده بود كه بنى اسرائيل تا تابوت وى با خود بيرون نبرند از مصر بيرون نتوانند رفت و از آن قوم هيچكس را بر مدفن يوسف اطلاع نبود موسى خود