الملا فتح الله الكاشاني
40
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
رسول خود را حاصل كه حقتعالى رسول خود را امر فرمود كه با اهل خود اقبال كن بر صلوة كه معظم عباداتست و اساس آن و بوسيلهء آن استعانت جواز خدا بر خصاصت و فقر و فاقهء خود و غمگين مشو بامر رزق و معيشت * ( لا نَسْئَلُكَ ) * نميخواهيم از تو * ( رِزْقاً ) * روزى دادن را يعنى از تو سؤال روزى دادن نميكنم بر خود و بر كسان خود غمگين مشو بامر رزق يعنى نميگويم كه خود را و اهل خود را روزى ده * ( نَحْنُ نَرْزُقُكَ ) * ما روزى ميدهيم ترا و ايشان را پس براى نماز و تهيهء اسباب نياز فارغ بال باش * ( وَالْعاقِبَةُ ) * و سرانجام پسنديده * ( لِلتَّقْوى ) * مر خداوند آن پرهيزكارى را است پس عنان تقوى را از دست مده كه ما ضامن روزى متقيانيم كما قال وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ و فى الحديث القدسى من كان للَّه كان اللَّه له آوردهاند كه حق سبحانه هر چند معجزهء بينه بر كفار مكه مينمود ايشان به جهت فرط عناد و تعنت آن را اعتبار نكرده و انكار آن كرده باز اقتراح معجزات از حضرت رسالت ( ص ) ميكردند حق سبحانه و تعالى فرمود كه * ( وَقالُوا ) * و گفتند مشركان مكه * ( لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ ) * چرا نميآورد محمد ( ص ) بر ما آيتى و معجزهء * ( مِنْ رَبِّه ) * از پروردگار خود يعنى چرا از آنچه ما از او ميطلبيم معجزهء ظاهر نميكند تا مصدق دعوى او باشد * ( أَ وَلَمْ تَأْتِهِمْ ) * آيا نيامد بديشان در قرآن * ( بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الأُولى ) * بيان آنچه در كتابهاى پيشين است يعنى توريه و انجيل از عذاب متفرع بر تكذيب انبيا و هلاك قومى كه بعد از ظهور معجزات اقتراح آيات كردند يا آنكه چون ايشان طلب معجزه كردند حقتعالى الزام كرد ايشان را بعظم معجزات كه قرآنست و فرمود كه آيا نيامده است بديشان بيان روشن كه مشتملست بر خلاصه و زبده آنچه در كتب سماويه بوده از عقايد حقه و احكام كليسا در باب علم و عمل با آنكه منزل اليه امى است و آن صحف را نديده و نشنيده و از كسى تعليم نگرفته و همهء فصحاى عرب از اتيان به مثل سورهء از آن عاجزند و با وجود چنين معجزى واضح آيتى ديگر طلبيدن عناد و انكار است يا آنكه معنى آن باشد كه آيا نيامد بديشان يعنى نشنيدند از اهل كتاب بيان آنچه در تورية و انجيل است از صفت محمد ( ص ) و بشارت قدوم او * ( وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ ) * و اگر ما هلاك كرديمى كفار مكه را * ( بِعَذابٍ ) * بعذابى از نزديك خود بسبب كفر ايشان * ( مِنْ قَبْلِه ) * پيش از بعثت محمد ( ص ) يا قبل از نزول قرآن يا پيش از نمودن بينه چه بينه بمعنى برهان و دليل است پس ارجاع ضمير مذكر بمؤنث لازم نيايد * ( لَقالُوا ) * هر آينه گفتندى در وقت نزول عذاب * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا ) * چرا فرو