الملا فتح الله الكاشاني
389
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( أَوْ أَرادَ شُكُوراً ) * يا خواهد كه سپاس دارى كند نعمت خداى را يعنى تا وقت باشند از براى متذكرين ورد و شاكرين و قضا نمايندگان امر فوت شده و مراد آنست كه هر كه وردى يا شكرى از او فوت شود در احدهما تدارك آن نمايد در وقت ديگر از آنها و اين قول ابن عباس و حسن است و از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرويست كه معناه ان تقضى صلوة النهار بالليل و صلوة الليل بالنهار و از حسن نقلست كه ( من فاته عمله من التذكر و الشكر بالنهار كان له فى الليل مستعقب و من فاته بالليل كان له فى النهار مستعقب ) مفسران ديگر در تفسير اين فرمودهاند كه اختلاف ليل و نهار نمود و متعاقب يكديگر ايجاد فرمود براى كسى كه خواهد ياد كند بدايع قدرت و صنايع فطرت را در ايجاد ليل و نهار و به جهت آن عالم شود كه ناچار است آن را از صنايع حكيم واجب بالذات رحيم بر عباد يا خواهد سپاسدارى و شكرگزارى نمايد بر نعمتهاى حضرت بارى كه تعاقب شب و روز از آن جمله است چه روز سبب معاش است و شب وسيلهء راحت و آسايش و از ابى بن كعب ماثور شده كه معنى آنست كه تعاقب و تتابع ليل و نهار براى آنست كه تا نظر كند ناظر در اختلاف آنها و بداند كه لا بد است مر انتقال و تغيير آن را از حالى بحالى از ناقلى و مغيرى و استدلال كند به اين بر عظم قدرت او و يا شكر كند بر نعمتى كه مندرج است در تحت آن از سكون در ليل و تصرف در نهار كما قال اللَّه تعالى وَمِنْ رَحْمَتِه جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيه وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه بعد از آن در صفت بندگان منقاد خود ميفرمايد كه * ( وَعِبادُ الرَّحْمنِ ) * و بندگان يا پرستندگان خداى بسيار رحمت كننده يعنى راسخ در عبادت او و بنا بر اين جمع عابد است چون و تاجر تجار اضافه براى تخصيص است و تفضيل و در فصول آورده كه چنانچه اسم رحمن خاص است به حق سبحانه اين عباد كه صفات ايشان در اين آيه مىآيد نيز خواص بارگاه اويند حاصل كه اين بندگان خداى * ( الَّذِينَ يَمْشُونَ ) * آنانند كه ميروند * ( عَلَى الأَرْضِ ) * بر روى زمين * ( هَوْناً ) * از روى تواضع و افتادگى و يا بسكينه و وقار نه از اشر و بطر هم چنان كه ذى متكبرانست و لهذا قال ابو عبد اللَّه ع هو ان يمشى الرجل بسجيته التي جهل عليها لا يتكلف و لا يتبختر و يا ميروند بردباران و نيكوكاران و يا عفو نمايندگان و پرهيزكاران و ميتواند بود كه هون مصدر موصوف به باشد و تقدير اينكه يمشون مشيا هينا يعنى ميروند رفتنى بخوارى و شكستگى و يا آنكه منصوب باشد بر حاليت أي هنين يعنى در حالتى كه متواضع و متذلل باشند * ( وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ ) * و چون خطاب كنند مر ايشان را نادانان و سخنى بى ادبانه بديشان گويند * ( قالُوا ) *