الملا فتح الله الكاشاني
386
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خلق شمس با آنكه وجود آنها فرع وجود نهار است كه منوطست بخلق شمس و ارادهء آن كه بعد از خلق سماوات و ارض بوده آنست كه اسامى آنها را تعليم ملائكه نمود قبل از وجود آن و چون خلق شمس فرمود و ارادهء آن نمود و امر عالم را بر آنچه بدانست مرتب گردانيد آن تسميه بدين ايام جارى گشت فحينئذ مراد بشش روز مقدار شش روز است و شبههء نيست در آنكه داعى بر اين عدد خاص يعنى ايام سته دون ساير اعداد حكمت و مصلحة است به جهت آنكه هر چه او سبحانه تقدير ميفرمايد محض حكمتست و اگر چه ما مطلع به آن نيستيم و بمعرفت آن مهتدى نشدهايم ( فخفاه الحكم لا يقتضى نفيها ) و از اين قبيل است تقدير ملايكه اصحاب نار به نوزده و حملهء عرش بهشت و شهود به دوازده و سماوات و ارض بهفت و صلوات به پنج و همچنين است اعداد در نصب و حدود و كفارات و غير ذلك و واجبست اقرار كردن بدواعى حكمت در جميع افعال و اعتقاد كردن به آنكه هر چه تقدير آن فرمود حق است و صواب و عين حكمت و مصلحة چه اين جزو ايمانست كما نص عليه فى قوله وَما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَيَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً وَلا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّه بِهذا مَثَلًا و بعد از آن گفته كه وَما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ و از اين كلام جواب آنكه خلق اشيا در لحظه واحده نكرده با آنكه قادر است بر آن بيرون ميآيد و قوله * ( الرَّحْمنُ ) * خبر الذيست يعنى آن كسى كه خالق همهء اشياء است و قادر بر جميع ممكنات خداوند بخشاينده است و يا خبر مبتداى محذوفست كه در معنى صفت حى باشد اى هو الرحمن و يا بدل ضمير مستكن است در استوى اى استوى الرحمن على العرش * ( فَسْئَلْ بِه خَبِيراً ) * پس سؤال كن از آنچه مذكور شد از خلق سماوات و ارض و استوا دانايى را كه خبر دهد ترا بحقيقت آن و آن حقتعالى است يا جبرئيل يا كسى را كه يافته است آن را در كتب متقدمه از علما و احبار يهود تا تصديق تو كنند در اين قول و گويند ضمير راجع به رحمن است و معنى اينكه اگر كفار منكرند اطلاق لفظ رحمن را بر اللَّه تعالى پس سؤال كن از آن كسى كه خبر دهد ترا به آن از اهل كتاب تا بدانند مجيء آنچه مرادف لفظ اللَّه است در كتب خودشان و بنا بر اين جايز است كه الرحمن مبتدا باشد و ما بعد آن خبر و سؤال هم چنان كه متعدى به عن مىشود به جهت تضمن آن معنى تفتيش را همچنين متعدى به با مىشود به جهت تضمن آن معنى اعتبار او نزد بعضى باء صلهء خبير است يعنى بپرس آن را از كسى كه دانا است به آن و در كشاف آورده كه با صلهء اسئل است كقوله سئل سائل به عذاب واقع هم چنان كه عن صلهء آنست كقوله ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ