الملا فتح الله الكاشاني

384

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در كلام شايع است و مراد بكافر جنس است يا ابو جهل و گويند ظهير بمعنى هين است و ميهن من قولهم ( ظهرت به اذا انبذته خلف ظهرك ) يعنى كافر هميشه زار و ذليل و حقير است نزد خداى و از نظر رحمت او انداخته شده مانند كسى كه او را باز پس پشت افكنند و بار ننگرند و بنا بر اين آيه مثل آيهء و لا يكلمهم اللَّه و لا ينظر اليهم است و منه قوله وَاتَّخَذْتُمُوه وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا * ( وَما أَرْسَلْناكَ ) * و نفرستاديم ترا بكافهء خلايق * ( إِلَّا مُبَشِّراً ) * مگر در حالتى كه مژده دهندهء مؤمنان را بمثوبت الهى * ( وَنَذِيراً ) * و بيم كنندهء كافران را بعقوبت نامتناهى * ( قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ ) * بگو اى محمد ( ص ) بنا گرويدگان كه نميخواهم از شما * ( عَلَيْه ) * بر تبليغ رسالت * ( مِنْ أَجْرٍ ) * هيچ مزدى را * ( إِلَّا مَنْ شاءَ ) * مگر كردار آن كسى را كه خواهد * ( أَنْ يَتَّخِذَ ) * آنكه فرا گيرد * ( إِلى رَبِّه ) * بسوى رضا و قرب پروردگار خود * ( سَبِيلًا ) * راهى يعنى مزد من طاعت و ايمان مؤمنانست زيرا كه مرا بر آن عند اللَّه اجرى مقرر است و به صحت پيوسته كه هر پيغمبرى را براى زهاد و عباد و صلحاى امت او ثواب خواهد بود و در انوار آورده كه تصوير ايمان و طاعت به صورت اجر از حيثيت آن است كه مقصود است فعل آن زيرا كه آن علت غائيهء دعوتست و استثناى آن از اجر به جهت قلع شبههء طمعست و اظهار غايت شفقت چه ايقاع نفس را از براى ثواب و تخلص از عقاب اجر وافى مرضى به و مقصود عليه شمرده و اشعار بر آنكه طاعت ايشان عايد به او است از حيثيت ترتب ثواب بر او زيرا كه صدور طاعت از ايشان بدلالت او است و الدال على الخير كفاعله و گويند الا من شاء استثناى منقطع است و معنى آنكه لكن هر كه خواهد كه فرا گيرد راهى بسوى رضاى الهى پس بايد كه انفاق مال خود كند در طلب مرضات الهى يعنى منع صدقات و زكات و ساير مبرات نمينمايد بلكه ترغيب مردمان مىكند در آن * ( وَتَوَكَّلْ ) * و توكل كن در استكفاى شرور مشركان و اغناء از جوار ايشان * ( عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ) * بر زندهء كه هرگز نميرد چه متوكل بر زندگان ديگر بموت ايشان ضايع و بىبهره ميماند * ( وَسَبِّحْ ) * و به پاكى و پاكيزگى ياد كن خدا را از صفات نقصان * ( بِحَمْدِه ) * در حالتى كه آن تسبيح و تنزيه مقترن باشد بثنا و ستايش بر او باوصاف كمال مانند ( الحمد للَّه رب العالمين الحمد للَّه على نعمائه و احسانه الذى لا يقدر عليه غيره و الحمد للَّه حمدا يكافى نعمه فى عظم المنزلة و علو المرتبة و الحمد للَّه كما هو اهله و مستحقه ) و مانند آن و نزد بعضى معنى آنست كه پرستش خداى