الملا فتح الله الكاشاني

37

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الظهر و يبقى العصر حتى تغرب الشمس عبد اللَّه بن قسيط از ابو رافع رضى اللَّه عنه نقلكرده كه او گفت مهمانى بنزد پيغمبر آمد و در خانه چيزى نبود كه بدان اصلاحشان مهمان توانستى نمود مرا به نزديكى از يهود فرستاد فرمود كه او را بگو كه محمد ( ص ) ميگويد كه مهمانى بنزد ما نزول كرده و در خانه چيزى نمىيابيم كه به آن شرايط ضيافت بتقديم توان رسانيد قدرى آرد بما به فروش و معامله كن تا هلال رجب چون برسد بها بفرستيم من پيغام بيهودى رسانيدم او گفت نميفروشم و معامله نميكنم مگر آنكه چيزى به من رهن كنى من با حضرت مراجعت نمودم و صورت حال باز گفتم فرمود كه و اللَّه انى لامين فى السماء و امين الارض اگر با من معامله كردى هر آينه حق او را ادا كردمى پس زره خود را به من داد تا نزد او گرو نهادم و اين آيه جهة تسلى دل مبارك آن حضرت نازل شد * ( وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ ) * و باز مكش نظر هر دو چشم خود را * ( إِلى ما مَتَّعْنا ) * بسوى آن چيزى كه برخوردار گردانيديم * ( بِه ) * به آن چيز * ( أَزْواجاً مِنْهُمْ ) * صنفها را از كفره چون وثنى و كتابى به جهت توقع احسان تو از ايشان و ميتواند بود كه ازواجا منصوب باشد بر حاليت از ضمير به و منهم مفعول ( متعنا كان قال الى الذى متعنا به و هو اصناف بعضهم و ناسا منهم ) يعنى چشمهاى خود را مكش و منگر به آن چيزى كه متمتع گردانيده‌ايم به آن بعضى مردمان را و جمعى از ايشان را در حالتى كه آن چيز اصناف و انواع نعمتست كه آن زينت و آرايش دنيا است از مطاعم و ملابس و مشتهيات نفسهاى ايشان از صنوف ملاذ و ملاهى و قوله * ( زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * منصوبست بر تضمين متعنا بمعنى اعطينا و خولنا يعنى عطا نموده‌ايم آنها را بزينت و به جهت زندگانى دنيا كه مال و منالست يا منصوبست بر ذم بطريق اختصاص يا بر آنكه مفعول دوم متعنا است يا ابدال از محل جار و مجرور كه به است يا از ازواجا بر تقدير ذوى زهرة و بر هر تقدير مراد آنست كه نگاه مكن بزينت و به جهت دنيويه كه با ايشان داده‌ايم * ( لِنَفْتِنَهُمْ ) * تا بيازمائيم ايشان را * ( فِيه ) * در آن چيز يعنى بواسطه آن بايشان معاملهء از مايندگان كنيم بتشديد تعبد و تكليف در اداى حقوق آن تا بر عالميان ظاهر شود كه بشكر آن و اداء حقوق آن قيام مينمايند يا نه اگر شكر آن گويند و مطيع و منقاد امر و نهى ما شوند آن نعمت را بر ايشان زياده گردانيم و اگر كفران آن نمايند آن نعمت را از ايشان بگردانيم و به عذاب آخرتشان معذب گردانيم و گويند لنفتنهم بمعنى لنعذبهم است يعنى تا عذاب كنيم ايشان را در روز قيامت بسبب آن و آن را علت بلا و فتنهء ايشان گردانيم در آخرت و از اينجا معلوم مىشود كه توسيع رزق بر اهل دنيا در مظان تعذيب ايشانست در دنيا و آخرت و نزد بعضى معنى آنست كه اعطاى زينت دنيا بايشان جهت تشديد تعبد است