الملا فتح الله الكاشاني
361
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آفتاب را طالع ساخت و دليل شناخت او گردانيد كه تبيين الاشياء باضدادها و اوقات روزها را نيز دايم نساخت بلكه آن دليل را كه شمس است قبض كرد بافول تا باز شب در آمد و اين دو زمان را كه عبادت از روز و شب است جهت آرايش و آرامش خلق تعيين فرمود و در عين المعانى آورده كه مد ظل اشارتست به زمان فترت كه مردمان در ظلمت حيرت بودند و شمس بنور اسلام كه بطلوع جمال سيد انام ( ص ) از افق اكرام طالع گشت و اگر آن سايه دايم بودى خلق در تاريكى غفلت مانده بروشنى آگاهى نرسيدندى و نعم ما قيل گر نه خورشيد جمال يار گشتى رهنمون از شب تاريك غفلت كسى نبردى ره برون و صاحب كشف الاسرار گفته كه اين آيه از روى ظاهر معجزه مصطفى ( ص ) است و بفهم اهل حقيقت اشارتست بقرب و كرامت وى اما بيان معجزه آنست كه حضرت رسالة ( ص ) در سفرى بوقت قيلوله زير درختى فرود آمد ياران بسيار همراه او بودند و سايهء درخت اندك بود حقتعالى بقدرت كاملهء خود و اظهار معجزهء نبويه سايهء آن درخت را ممدود گردانيد چنان كه همهء لشگر اسلام در آن سايه بياسودند و اين آيه نازل شد و نشان خصوصيت و قرب آنست كه فرمود كه أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ موسى ( ع ) را بوقت طلب ارنى داغ لن تر الى بر دل نهاد و اين حضرت را بى طلب فرمود كه مرا نمىبينى و در من نمينگرى ديگر چه ميخواهى و از حقايق چنان فهم مىشود كه مد ظل بسط ظلال نوال عصمت است بر حضرت رسالت ( ص ) و آفتاب معرفت كه از مطلع دل منورش طالع شده دليل آن و قبض اشاره بسقوط رسوم و وسايط و در معانى مسلمى مذكور است كه چون آفتاب محبت از مشرق غيب بتافت محبوب سراپردهء سايهء خود را بصحراى ظهور كشيده آن گاه محب را گفت آخر نظرى بسوى ما نميكنى أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ و در امتداد آن مرا نه ميبينى در خانه بكدخداى ماند همه چيز قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه اعتبار نميكنى كه اگر حركت شخصى نباشد سايه متحرك نشود وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً و اگر آفتاب احديت ما از مطلع عزت نتابد از سايه اثر نماند چه هر سايه كه همسايه آفتاب شود آفتابش به حكم * ( ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً ) * دربرگيرد * ( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ ) * و او آن كس است كه گردانيد * ( لَكُمُ اللَّيْلَ ) * براى شما شب را * ( لِباساً ) * پوششى تا در او آرام گيريد تشبيه ظلام ليل به لباس در ستر است چه لباس ساتر بدنست و ظلمت ليل ساتر اشيا * ( وَالنَّوْمَ سُباتاً ) * و خواب را حتى از براى ابدان تا بدان آسايش بيابند بقطع مشاغل و اصل سبت قطع است يا خواب را موت شما گردانيد كقوله تعالى وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ چه آن قطع حياتست و از اينجاست كه ميت را مسبوت ميگويند * ( وَجَعَلَ النَّهارَ ) * و گردانيد روز را * ( نُشُوراً ) * خداوند نشور يعنى انتشار و پراكنده شدن