الملا فتح الله الكاشاني

34

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

معرض است از آيات بينهء ما * ( نَجْزِي ) * پاداش ميدهيم * ( مَنْ أَسْرَفَ ) * هر كه را كه از حد درگذشته است بشرك و كفر و به تو غل و انهماك در شهوات مغويه و معاندات معميه * ( وَلَمْ يُؤْمِنْ ) * و نگرويده * ( بِآياتِ رَبِّه ) * بآيتهاى پروردگار خود بلكه تكذيب آن كرده و از آن مخالفت نموده و چون حق سبحانه توعد معرض نمود از ذكر بد و عقوبت كه آن معيشت ضنك است در دنيا يا در قبر و ديگر حشر بر وجه عمى در آخرت ختم آيات وعيد فرمود بقوله * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ ) * و هر آينه عذاب آن سرا كه عمى است و عذاب آتش دوزخ در عقب آن * ( أَشَدُّ ) * سختتر است از معيشت ضنك اين سرا * ( وَأَبْقى ) * و پاينده تر از آن به جهت عدم انقطاع آن ابدا و يا آنكه عذاب دوزخ اشد و ابقا است از ضنك معيشت و عمى بنا بر آن قول كه عماى او در دوزخ زايل شود تا محل و حال خود را مشاهده كند يا عذاب آخرت اشد است و ابقى از آنچه معرض كرده در دنيا از ترك آيات و نگرويدن به آن * ( أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ ) * آيا راه ننمود مر مشركان قريش را و طريق اعتبار بر ايشان روشن نساخت اينكه * ( كَمْ أَهْلَكْنا ) * بسا هلاك كرديم * ( قَبْلَهُمْ ) * پيش از ايشان * ( مِنَ الْقُرُونِ ) * از اصحاب قرنهاى گذشته چون قوم عاد و ثمود فاعل يهد جملهء استفهاميه است و تقدير اينكه ( أ فلم يهد لهم كثر اهلاكنا القرون قبلهم لتكذيبهم رسلنا فيعتبروا و يؤمنوا ) يعنى آيا هدايت ننمود و تبيين طريق اعتبار نكرد مر صناديد قريش را بسيارى هلاك كردن ما امم ماضيه را به جهت تكذيب نمودن ايشان رسولان ما را تا به آن اعتبار گيرند و تصديق نمايند به خدا و رسول او يا فاعل يهد مدلول عليه اينجمله است اى ( فلم يهد لهم مضمون هذا الكلام ) مانند قوله وَتَرَكْنا عَلَيْه فِي الآخِرِينَ سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ اى تركنا هذا الكلام و ميتواند بود كه فاعل يهد حقتعالى باشد يا حضرت پيغمبر ( ص ) و يهد بمعنى يعلم و جملهء استفهاميه منصوب المحل بر مفعوليت و معنى اينكه آيا اعلام كفار مكه نكرد حقتعالى يا پيغمبر ( ص ) اين را كه بسيار هلاك كرديم قرون سابقه را از امم انبيا به جهت تكذيب و عناد ايشان * ( يَمْشُونَ ) * ميروند كفار مكه يعنى تجار ايشان بوقت تجارت بشام * ( فِي مَساكِنِهِمْ ) * در مساكنهاى ايشان چون احقاف و ديار حجر و علامات هلاك و عذاب ايشان را مىبينند * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در آن هلاك و عذاب * ( لآياتٍ ) * هر آينه نشانها است براى اعتبار يا بقاياى مساكن ايشان اعلاماتست بر عذاب اهل نكال * ( لأُولِي