الملا فتح الله الكاشاني
325
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فرمود با اقربا و ساير مسلمين بعد از آن تبيين كيفيت معاشرت با حضرت رسالت ( ص ) فرمود بقوله * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ ) * جز اين نيست كه گروندگان كامل * ( الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه ) * آنانند كه گرويدند به خدا * ( وَرَسُولِه ) * و بفرستادهء او از صميم قلب * ( وَإِذا كانُوا ) * و چون باشند * ( مَعَه ) * با رسول خداى * ( عَلى أَمْرٍ جامِعٍ ) * بر كارى جمع آرنده وصف امر بجامع بر سبيل مجاز است براى مبالغه چون عيشة راضية و مراد آنست كه مهمى كه شريعت مطهره امر جمع ايشان باشد در آن چون جمعات و اعياد و حروب و مشاورات و نماز استسقا و غير آن * ( لَمْ يَذْهَبُوا ) * نروند از نزد رسول * ( حَتَّى يَسْتَأْذِنُوه ) * تا وقتى كه دستورى طلبند از او و او تشريف اذن ارزانى فرمايد اعتبار استيذان در كمال ايمان بجهة آنست كه مصداق صحت ايمانست و مميز مخلص در ايمان از منافق چه عادت اهل نفاق تسلل است و فرار و بجهة تعظيم اثم در ذهاب از مجلس رسول ( ص ) بدون اذن او و لهذا اعادهء اين كلام فرموده بر اسلوب ابلغ براى تاكيد استيذان بقوله * ( إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ ) * بدرستى كه آنان كه دستورى ميطلبند از تو * ( أُولئِكَ الَّذِينَ ) * آن گروه آنانند كه از روى صدق تمام * ( يُؤْمِنُونَ ) * ميگروند * ( بِاللَّه وَرَسُولِه ) * به خدا و رسول او چه استيذان مفيد اينست كه مستاذن لا محالت مؤمن است و ذاهب بدون اذن نه اين چنينست از ابو حمزهء ثمالى مرويست كه مراد بامر جامع روز جمعه است كه چون رسول ( ص ) بر منبر شدى و مردى را مهمى پيش آمدى و باشارت از آن قضاى حوايج يا از رنجى و مرضى از مسجد بيرون نشدى تا آنكه برابر رسول ( ص ) آمدى و باشارت از آن حضرت دستورى خواستى و رسول ( ص ) وى را دستور دادى و چون مكث در مجلس پيغمبر از مهام امور بود از اين جهت استيذان و اجزاء ايمان داشت و بعد از آن باسلوب ابلغ تاكيد آن فرمود و مع ذلك اكتفاء به آن ننموده و بجهة شدت مبالغه و تضييق امر در اذن دادن فرمود كه * ( فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ ) * پس چون طلب اذن كنند اين مؤمنان مخلص از تو * ( لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ ) * براى اصلاح و انجاح بعضى از كارهاى خود * ( فَأْذَنْ ) * پس دستورى ده * ( لِمَنْ شِئْتَ ) * هر كرا خواهى * ( مِنْهُمْ ) * از ايشان كه دانسته باشى كه عذر دارند نه مطلق * ( وَاسْتَغْفِرْ ) * و با وجود اجازت طلب آمرزش كن * ( لَهُمُ اللَّه ) * براى ايشان از خدا چه تقدم امور دنيا بر مهم دين اگر چه بعذر باشد گوييا كه خالى از خللى نيست و در مظان اينست كه بخروج از جماعت اثمند پس براى ايشان استغفار كن * ( إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * بدرستى كه خدا آمرزنده است تقصيرات بندگان را مهربانست بر ايشان بتخفيف تكليف از ايشان در كشاف گفته كه استغفار براى مستاذنين دليلست