الملا فتح الله الكاشاني

309

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

حالتى كه فرمان برندگان و انقياد كنندگانند ملخص معنى آيه آنست كه اگر دانند براى ايشان حكم واقع خواهد شد فرمان برندگانند و برغبت تمام آيندگان بمحكمه نبويه و اگر معلوم كنند كه حكم بر ايشان خواهد بود سر باز زنند و قبول آمدن نكنند پس از روى انكار ميفرمايد كه * ( فِي قُلُوبِهِمْ ) * آيا در دلهاى ايشان * ( مَرَضٌ ) * بيماريست يعنى كفر و ميل بظلم استفهام براى تقريع و توبيخ است چنان كه يكى از ما بجاهلى گويد كه همانا كه تو جاهلى و ترا علمى نيست در اين كار با آنكه جزم دارد كه جاهل است تا جهل بر او تقرير كند پس اينجا نيز به جهت تقرير كفر آنها فرموده كه أ في قلوبهم مرض * ( أَمِ ارْتابُوا ) * آيا در شك افتادند در باب پيغمبر ( ص ) و از او تهمتى مشاهده كردند كه به جهت آن اعتقاد و اعتماد و وثوق قول و فعل در ايشان نمانده * ( أَمْ يَخافُونَ ) * يا ميترسند * ( أَنْ يَحِيفَ اللَّه ) * آنكه حيف كند خدا در نزول حكمى و جور نمايد به آن * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان * ( وَرَسُولُه ) * و ميل كند رسول او در حكومت از حق بباطل و از عدل بظلم * ( بَلْ ) * اضرابست از دو قسم اخير به جهت تحقيق قسم اول كه كفر ايشان است يعنى نه چنين است كه رسول ( ص ) محل تهمت باشد يا خدا و رسول او حيف كنند بر كسى بلكه * ( أُولئِكَ ) * آن گروه * ( هُمُ الظَّالِمُونَ ) * ايشانند ستمكاران بر خصوم يا بر نفسهاى خود با به او امتناع از حكم خدا و رسول ( ص ) وجه تقسيم اقسام ثلثه آنست كه جز اين نيست كه امتناع ايشان يا به جهت خلليست در ايشان يا در حاكم يا در حكم و ثانى يا آنست كه محقق است نزد ايشان يا متوقع است و هر دو باطلاند چه منصب نبوت و فرط امانت آن حضرت ( ص ) مانع اينست پس اول متعين باشد و ظلم ايشان اعم از آنست كه به جهت خلل عقيدهء ايشانست و ميل نفوس ايشان بحيف و فضل خودشان به جهت نفى منصب حكم از غير خود خصوصا حكم حضرت رسالت ( ص ) به جهت حقد و حسد و انكار و جحود و در آيه دلالت است بر اينكه خوف حيف منافى ايمان است و موجب كفر پس قطع بر حيف بطريق اولى كه نافى ايمان باشد و چون عادت اللَّه جاريست بر آنكه ذكر محق نمايد بعد از مبطل و تنبيه بر معروف و بعد از منكر از اين جهت بعد از اين ميفرمايد كه * ( إِنَّما كانَ ) * جز اين نيست كه هست * ( قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ ) * گفتار گرويدگان * ( إِذا دُعُوا ) * چون خوانده شوند * ( إِلَى اللَّه ) * بكتاب خدا * ( وَرَسُولِه ) * و پيغمبر او * ( لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ) * تا حكم كند ميان ايشان بوقت مخاصمات * ( أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا ) * آن گاه گويند شنيديم قول تو را * ( وَأَطَعْنا ) * و فرمان برداريم امر تو را اگر چه حكم بر ما باشد نه براى ما بهر چه حكم كنى بر وجود ما حكمى * ( وَأُولئِكَ ) * پس آن گروه مؤمنان حقيقى كه قايل اين قولند * ( هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ايشانند رستگاران از دركات