الملا فتح الله الكاشاني

290

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آنكه همهء آسمان و زمين و ما بينهما بنور حق روشن گشت يا آنكه اهل آسمان و زمين را بنور حق منور ساخت تا به حق عارف شوند و اين قريب بمعنى اولست و در كشاف آورده كه نظير قوله * ( اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مع قوله * ( مَثَلُ نُورِه ) * و * ( يَهْدِي اللَّه لِنُورِه ) * قولك زيد كرم وجوده ثم تقول يعيش الناس بكرمه وجوده و المعنى ذو نور السموات و صاحب نور السموات و منور السموات و الارض الحق شبهة بالنور فى ظهوره و بيانه كقوله اللَّه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ اى من الباطل الى الحق و بعد از آن گفته كه اضافهء نور بسموات و ارض به جهت يكى از دو معنى است يا از جهت دلالت بر سعة اشراق و فشو اضائة آنست تا آنكه به جهت آن سماوات و ارض روشن شده و يا آنكه مراد اهل سماوات و ارضند يعنى بندگان مستضيئىاند به آن و در بيضاوى نيز آورده كه نور در اصل كيفيتى است كه باصره اولاد او را دريابد و بواسطهء آن ثانيا ساير مبصرات را ادراك كند چون كيفيت فائضه از نير اعظم بر اجرام كثيفه كه محاذى آن باشد و بدين معنى اطلاق نور به حق سبحانه روا نيست مگر بتقدير مضاف كقولك زيد كرم اى ذو كرم پس تقدير اينست كه اللَّه ذو نور السموات و الارض يعنى خداوند نور آسمان و زمين يا نور اهالى آن چه از اجزاى عالم هستى در مناظر بلندى و مفاوز پستى نورى دارد ذاتى يا عرضى همه از عطيهء فضل او است و يا مصدر بر طريق تجوز باشد بمعنى فاعل چون ( زيد عدل اى عادل ) پس تقدير اين باشد كه ( اللَّه منور السموات و الارض ) يعنى او است روشن كنندهء سما بملائكهء مقربين و نور دهندهء زمين بانبياء مرسلين و يا روشنى بخش آينهء دلهاى ساكنان ارض و سما بانوار معرفت و توحيد يا منور سازندهء آسمان و زمين بشمس و قمر و كواكب و يا منور بمعنى مدبر باشد كقولك ( للرئيس الفائق فى التدبير نور القوم لانهم به يهتدون فى الامور ) يا بمعنى موجد چه نور ظاهر است بذاته و مظهر لغيره و اصل ظهور وجود است هم چنان كه اصل خفا عدم است و حق سبحانه موجود است بذاته و مظهر لغيره و موجد ما عداى خود و در تيسير آورده كه اى اللَّه خالق السموات و الارض خداى آفرينندهء آسمان و زمين است و اينكه امام يعقوب چرخى در شرح اسماء اللَّه معنى نور بر اين وجه آورده كه جهان آراى و دلگشاى مؤيد اين قول است و نجم الدين تسفى در تفسير اين آيه آورده كه خدا مزين سما است و صوامع قدس كه اماكن طاعات ملائكه كرام است و زمين را بمساجد انس كه مواضع عبادات اهل اسلام است و يا سما را بشمس و قمر و ستارگان و زمين را بانبياء و علما و مؤمنان و يا سما را بتسبيح مسبحان و تقديس مقدسان و زمين را بتلبيهء حاجيان و تكبير غازيان و يا سما را ببيت المعمور و زمين را بكعبهء معظمه و در تبيان مذكور است كه اللَّه مدلول السموات و الارض چه هر دليلى از دلايل قدرت و بدايع حكمت كه دو دواير سپهر برين و مراكز زمين واقع است دلالتى واضح دارد بر وجود قدرت و علم و حكمت او ( ففى كل شيئى له اية تدل على انه واحد ) وجود جملهء اشيا دليل قدرت او است و در