الملا فتح الله الكاشاني

275

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

هم چنان كه مردان را امر كرد كه چشم خود نگاه دارند از ديدن زنان نامحرم زنان را نيز امر فرموده كه حفظ چشم خود كنند از ديدن نامحرم * ( وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ) * و نگاهدارند فرجهاى خود را از زنا يا بپوشند آن را از ناظر محترم تقديم غض بر حفظ در هر دو موضع جهت آن است كه نظر مفضى بزناست * ( وَلا يُبْدِينَ ) * و ظاهر نسازند * ( زِينَتَهُنَّ ) * آرايش خود را از پيرايه ها و جامهاى رنگين و غير آن چه جاى آنكه مواضع آن را بنمايند * ( إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها ) * مگر آن چه ظاهر شده از آن زينت بوقت قيام نمودن بحوايج چون خاتم و اطراف ثياب و كحل در عين و خضاب در كف چه اخفاى اين موجب حرج است و گويند مراد بزينت مواقع آن است بر حذف مضاف و يا ماء موصوله اعم از محاسن خلقيه و تزيينيه است و بنا بر اينوجه مستثنى وجه است و كفين و اظهر بلكه اصح آن است كه اين در حالت صلوتست نه در نظر زيرا كه همهء بدن حره عورتست و مر غير زوج و محرم را جايز نيست نظر كردن بشيئى از آن مگر به جهت ضرورت چون معالجه و تحمل شهادت و در مجمع البيان آورده كه مراد بقوله * ( وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها ) * آنست كه ظاهر نكنند مواضع زينت را از براى غير محرم و هر كه در حكم آنست چون اطفال غير مميز و غير آن و مراد نفس زينت نيست زيرا نه رؤيت زينت حرام نيست بلكه موضع زينت است و بعضى بر آنند كه زينت بر دو قسمت ظاهره و باطنه ظاهره واجب نيست ستر آن و حرام نيست نظر به آن لقوله * ( إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها ) * و در اين سه قول است يكى آنكه ظاهره ثيابست و باطنه خلخال و قرط و سوار و اينقول ابن مسعود است دوم آنكه ظاهره كحل است و خاتم و هر دو خد و خضاب كفين و اين از ابن عباس روايتست و سوار و كحل و خاتم نزد قتاده سوم آنكه وجه است و كفان نزد ضحاك و عطا و وجه و بنان نزد حسن و در تفسير على بن ابراهيم آمده كه زينت ظاهر كفان است و اصابع و صاحب كنز العرفان نيز بر آن است كه مراد مواقع زينتست بر حذف مضاف نه نفس زينت زيرا كه نظر در حلى و اصباغ و ثياب جايز است و نزد بعضى مراد نفس زينت است و اظهر نزد من آن است كه مراد نفس زينت است و نظر در آن حرام است زيرا كه نظر به آن وسيلهء نظر است بمواضع ان و اما آنچه ظاهر باشد حرام نيست بجهة لزوم حرج كه منفى است در دين و مراد به ظاهر ثيابست فقط و اين اصح است نزد من بجهة اطباق فقها بر آنكه همهء بدن عورتست مكر بر زوج و محارم و بنا بر اين مراد بباطنه خلخالست و سوار و قرط و جميع آنچه مباشر و ملاصق بدنست كه نظر به آن مستلزم نظر است به بدن و اما باقى اقوال در زينت ظاهره كه آن وجه است و كفان يا كحل يا خضاب يا خاتم و قول به اينكه مسامحه و جواز نظر به آن به جهت حاجت است بكشف آن ضعيفست و به حد تحقيق نرسيده پس اگر ضرورت واقع شود بكشف آن و حرج لازم آيد بستر ان اقتصار بايد كرد به همان نه بالات آن و اگر نه جواز نظر در آن صورت ندارد آورده‌اند كه عادت جاهليت آن بود كه القاى مقانع مىكردند بر پشتهاى خود و كشف صدور و ما فوق ان مينمودند حقتعالى زنان مؤمنه را از آن نهى فرمود كه