الملا فتح الله الكاشاني

272

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

خانه پيدا شود و شما را اذن و اجازة دهد چه دخول در خانهء خالى بىاذن صاحب محل تهمت است و مظنهء سرقت و ديگر آنكه مانع دخول بدون اذن مجرد اطلاع بر عورات نيست بلكه آن چيزى كه اهل خانه آن را از نظر مردمان پنهان كرده باشند و در خانه نهاده نيز مانع دخول است يا آنكه تصرف در ملك غير بدون اذن محظور است فى نفسه شرعا * ( وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا ) * و اگر گويند مر شما را بعد از استيذان كه باز گرديد * ( فَارْجِعُوا ) * پس بازگرديد بى توقف و در آن باب الحاح مكنيد * ( هُوَ ) * آن باز گرديدن * ( أَزْكى لَكُمْ ) * پاكيزه و پسنديده تر است مر شما را از الحاح كردن و يا بر در خانه ايستادن با كراهيت صاحب آن يا رجوع انفع است شما را در دين و اطهر مر قلوب شما را و اقرب به آنكه زكى شويد * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ ) * و خدا به آنچه شما ميكنيد از استجازه و عدم آن * ( عَلِيمٌ ) * دانا است و بر آن مكافات و مجازات خواهد داد آورده‌اند كه چون اين آيه نازل شد بعضى اصحاب بعرض رسانيدند كه يا رسول اللَّه در راه شام و عراق اهل تجارت را اتفاق مىافتد كه در خانه در بساط اقامت ميگسترانند و چون كسى در آن مقام نيست از كه دستورى طلبند آيه آمد كه * ( لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ ) * نيست مر شما را گناهى * ( أَنْ تَدْخُلُوا ) * از آنكه درآئيد بى استيذان * ( بُيُوتاً غَيْرَ مَسْكُونَةٍ ) * در خانهايى كه كسى در آن ساكن نباشد * ( فِيها مَتاعٌ لَكُمْ ) * در آن خانه ها استمتاع و برخوردارى و نفع است مر شما را كه از سرما و گرما بدان پناه ميگيريد و رخوت و امتعه و انعام شما در آن محفوظ ميماند * ( وَاللَّه يَعْلَمُ ) * و خدا ميداند * ( ما تُبْدُونَ ) * آنچه آشكارا ميكنيد از استيذان و غير آن * ( وَما تَكْتُمُونَ ) * و آنچه ميپوشيد از زينت خود در خانها و غير آن و گويند اين وعيد است مر كسى را كه به جهت فساد يا تطلع بر عورات در خانهء غير در آيد يا در آن نگرد و بدانكه مفسران را در اين بيوت غير مسكونه چند قول است يكى آنكه مراد به آن خانات و حماماتست و ارحيه و اين قول قتاده است و مروى است از صادق ( ع ) و محمد بن حنفيه و بنا بر اين متاع لكم بمعنى استمتاع لكم باشد چنانچه به اين مفسر شد دوم آنكه خرابات معطله‌اند كه آدمى در آن درآيد براى قضاى حاجت و اين قول عطا است سوم آنكه مراد حوانيت و بيوت تجار است كه در آن امتعهء مردمان است و اين از ابن زيد روايتست چهارم آنكه مناخاتست كه مردمان در اسفار آنجا فرود ميآيند و به آن مرتفق شوند و اين از مجاهد مروى است پنجم آنكه مراد مطلق بيوت غير مسكونه است كه از مردم و امتعه خالى باشد و اين قول ابن جريح است و شبههء نيست در آنكه اولى تعميم آنست و ببايد