الملا فتح الله الكاشاني
267
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
انى لا حب ان يغفر لى و اللَّه لا انزعها عنه ابدا يعنى به خدا كه دوست ميدارم كه خدا مرا بيامرزد و به خدا كه هرگز نفقه را از مسطح قطع نكنم و از حسن و مجاهد نقل است كه يتيمى در خانهء ابو بكر بود سوگند خورد كه بر او انفاق نكند حقتعالى اين آيه فرستاد و از ابن عباس و غيره منقولست كه آيه در جماعتى از صحابه نازل شد كه سوگند خورده بودند كه تصدق نكنند بر هيچ مردى از اصحاب افك و بايشان مواساة نكنند از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه من يغفر اللَّه له و من يعف يعف اللَّه عنه هر كه بيامرزد يعنى از گناه كسى درگذرد خدا او را بيامرزد و هر كه عفو كند از كسى خدا او را عفو كند و نيز به جهت تهديد و تخويف بندگان بر قذف و افك ميفرمايد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ ) * بدرستى كه آنان كه * ( يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ) * رمى ميكنند زنان عفيفه را * ( الْغافِلاتِ ) * كه بيخبرانند از آنچه قذف ميكنند ايشان را بدان و سليمة الصدور و نقية القلوباند از آن * ( الْمُؤْمِناتِ ) * گرويدگان به خدا و رسول مراد ازواج پيغمبراند و در وسيط آورده كه اين مخصوص بعايشه است و جمعيت آن به جهت تعظيم ويست و توقير او در نظر امة تا مثل اين لفظ را به او اسناد نكنند و ابو حمزهء ثمالى گفته كه در شان زنان مهاجر است كه چون با پيغمبر ( ص ) هجرت كردند و از عقب رسول ( ص ) بمدينه آمدند مشركان مكه گفتند كه ايشان بفجور رفتند و قول اصح و اشهر آنست كه بر سبيل عموم است نسبت بكافهء مؤمنات صالحه و بر هر تقدير ميفرمايد آنان كه قذف زنان عفيفه ميكنند * ( لُعِنُوا ) * دور كرده شدهاند * ( فِي الدُّنْيا ) * در دنيا از نام نيك * ( وَالآخِرَةِ ) * و در آخرت از رحمت يعنى در اين دنيا مطرود و مردود بندگانند و در آن سرا ملعون و مبغوض رحمن يا در اين سرا بعقوبة حد و جلد و رد شهادة مبتلااند و در آن سرا بانواع عقوبة معذب * ( وَلَهُمْ ) * و مر ايشان راست * ( عَذابٌ عَظِيمٌ ) * عذابى بزرگ بجهة عظم ذنب ايشان و قوله * ( يَوْمَ تَشْهَدُ ) * ظرف آن چيزيست كه در لهم است از معنى استقرار نه ظرف عذاب به جهت موصوفية آن يعنى مستقر است آنعذاب مر ايشان را در روزى كه گواهى دهد * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان * ( أَلْسِنَتُهُمْ ) * زبانهاى ايشان بافك و بهتان يعنى بزبانهاى خود اعتراف ميكنند * ( وَأَيْدِيهِمْ ) * و گواهى دهد دستهاى ايشان * ( وَأَرْجُلُهُمْ ) * و پايهاى ايشان * ( بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * به آنچه بودند كه عمل كردند از جرايم و ماثم قذف و افك و غير آن و شهادة ايدى ارجل بانطاق حقتعالى باشد آنها را بدون اختيار و يا بظهور آثار و علامت بر ايشان و در اين زيادتى تهويل باشد ايشان را به عذاب و عقاب * ( يَوْمَئِذٍ ) * در آن روز * ( يُوَفِّيهِمُ اللَّه ) * تمام بدهد خداى تعالى ايشان را * ( دِينَهُمُ الْحَقَّ ) * جزاى ايشان را كه سزاوار و فراخور ايشان باشد * ( وَ