الملا فتح الله الكاشاني

26

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آيه آنست كه حكم مكن به چيزى مگر بعد از انزال قرآن * ( وَقُلْ رَبِّ ) * و بگو اى پروردگار من * ( زِدْنِي عِلْماً ) * بيفزاى مرا دانش به احكام شرع يعنى مرا علمى بعد از علمى كرامت فرماى يا زياده كن دانش مرا به قرآن و معانى آن يعنى بنزول آيتى و سوره بعد از آيتى و سوره يا تبيين معنى آن كن و يا افزون كن علم مرا بقصص انبيا و بمنازل ايشان و يا زياده كن حفظ مرا تا فراموش نكنم آنچه به من وحى ميكنى مراد آنست كه بدل استعجال در قرائت سؤال زيادتى علم كن چه آنچه به تو وحى كرده خواهد شد البته به تو خواهد رسيد و در قيد حفظ تو در خواهد آمد از عايشه مرويست كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله فرمود اذا اتى على يوم لا ازداد فيه علما يقربنى الى اللَّه فلا بارك اللَّه لى فى طلوع شمسه يعنى روزى اگر بر من بگذرد كه زياده نشده باشد مرا در آن علمى كه نزديك گرداند مرا بخداى بركت مكناد خدا مرا در طالع شدن آفتاب آن روز يعنى آن روز بر من ميمون مباد در لطايف قشيرى مذكور است كه موسى على نبينا و عليه السلم زيادتى علم طلبيد حق تعالى حوالهء او را بخضر كرد و بى طلب پيغمبر ما را صلى اللَّه عليه و آله دعاى زيادتى طلب علم بياموخت و حواله به غير خود نكرد تا معلوم شود كه آنكه در مكتب ادب ادبنى ربى سبق * ( قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ) * خوانده باشد هر آينه در درس علمك ما لم تكن تعلم نكته فعلمت خير الاولين و الاخرين به گوش و هوش مستفيدان حقايق اشياء تواند رساند * ( وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ ) * و بدرستى كه ما عهد كرديم بسوى آدم صفى على نبينا و عليه السلم * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين زمان عهد بمعنى امر است يقال تقدم الملك اليه و او عز اليه و عزم عليه و عهد اليه اذا امره يعنى امر كرديم او را كه گرد شجره منهيه نگردد و از آن نخورد و لام جواب قسم محذوفست و اين جملهء قسميه معطوفست بر آيه وَصَرَّفْنا فِيه مِنَ الْوَعِيدِ و حقيقت معنى آنكه بتصريف آيات قرآنى متذكر شويد و مثل آدم مباشيد كه ما عهد كرديم و امر نموديم او را به آنكه شجرهء منهيه را تناول مكن * ( فَنَسِيَ ) * پس فراموش كرد آن امر را و شجرهء منهيه را اكل كرد * ( وَلَمْ نَجِدْ لَه ) * و نيافتيم مر او را * ( عَزْماً ) * عزيمتى در التزام امر و ثباتى در آن و ميتواند بود كه اينجمله معطوف باشد بر و لا تعجل بالقرآن يعنى تعجيل مكن در تلاوت قرآن قبل از اتمام آن به جهت خوف نسيان آن و لكن توكل كن بر خدا و طلب توفيق نما از او در حفظ آن چه با آدم كه پدر تست عهد كرديم به او و فراموش كرد آن را و حفظ آن ننمود پس سؤال توفيق كن از ما در حفظ آن تا مانند او آن را فراموش نكنى و نزد بعضى ديگر اين معطوفست بر كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ يعنى همچنين مىخوانيم بر تو خبرهاى گذشتگان و از جملهء آن قصه آدم است كه عهد كرديم به او و او آن را فراموش كرد و بر آن ثبات نورزيد و تصميم عزم ننموده بر آن و نزد بعضى از ارباب تفسير نسيان بمعنى سهو است و عدم