الملا فتح الله الكاشاني
228
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
تعالى آرزوهاى كافران را به اين وجه كه امر فرمودى به آنچه موافق هواى ايشانست از شرك و معاصى و از براى نفس خود شريك گرفتى پس از حقيقت الوهيت خارج بودى يعنى خداى نبودى بلكه شيطان بودى و به جهت اين امساك آسمانها و زمينها قادر نبودى و يا آنكه مراد به حق هر چيزيست كه داعى بمصالح و محاسن است و مراد با هوا هر چه داعى بمفاسد و مقابح است و معنى اينكه اگر آنچه داعى بمصالح است تابع چيزى گردد كه داعى مفاسد است هر آينه حق داعى مقابح شده فساد تدبير در سماوات و ارض و ما بينهما واقع شدى چه تدبير و نظام مكونات و قوام آنها به حق است نه به هوا پس اگر اين هنگام حق متابعت هواى كند آنچه داعى حسن است داعى قبيح گردد و فساد و بطلان پديد آيد و ادله و براهين كه مثبت حقاند باطل شود و استدلال بادله و حجج بر مدلول حق ممتنع الوثوق گردد و مردمان ايمن نباشند از وقوع ظلم از حقتعالى و بوعد و وعيد او اعتماد ننمايند و حكمت و عدالت او موثوق به نگردد بجهة امكان انقلاب علل و حكمت او بظلم و قبيح در اين صورت و غير آن از انواع فساد پس نه آن چنانست كه حق تابع اهواى ايشان گردد * ( بَلْ أَتَيْناهُمْ ) * بلكه داديم بديشان * ( بِذِكْرِهِمْ ) * كتابى كه وعظ و پند ايشانست يا ديدهء بعزت وصيت شرف ايشان در آنست يا ذكرى كه تمناى آن كرده بودند بقول خود كه لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الأَوَّلِينَ لَكُنَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ * ( فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ ) * پس ايشان از موعظهء خود يا از آنچه سبب بزرگى دنيا و آخرت ايشانست يا از ذكرى كه درخواسته بودند * ( مُعْرِضُونَ ) * روى گردانندگانند * ( أَمْ تَسْأَلُهُمْ ) * اين قسيم ام به جنة است يعنى يا ايا تو ميخواهى از ايشان بر اداى رسالت * ( خَرْجاً ) * مزدى تا بسبب طمع تو در مال ايشان ترا متهم دارند برسالت و يا بجهة كراهت مزد تو قبول رسالت نكنند از تو * ( فَخَراجُ رَبِّكَ ) * پس مزد پروردگار تو كه روزى دنيا و ثواب عقبى است * ( خَيْرٌ ) * بهتر است ترا از مزد ايشان بجهة سعت و دوام آن و عدم منت بر آن خرج به ازاء دخل است يعنى آن چيزى كه از دخل اخراج كنيد و به غير دهيد و غالب استعمال خراج در ضريبه است كه امام آن را بر زمين وضع كند و يا با رعاياى آن مقاطعه كند پس در آن اشعار است بكثرت و لزوم و زيادتى لفظ نيز دالست بر مزية آن بر خرج و لهذا حقتعالى تعبير آن فرموده بعطاى خود و اسناد خرج كه متضمن قلة است به غير خود نموده و از ابو العلا نقل است كه خرج در چيزيست كه متبرع به باشد اخراج آن و اخراج در آنچه واجب الاخراج باشد و صحيح آنست كه خرج اقل از خراج است * ( وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ) * و خدا بهترين روزى دهندگانست اين تقرير خيريت خراج است * ( وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ ) * و بدرستى كه تو ميخوانى ايشان را بى مزد * ( إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * براهى