الملا فتح الله الكاشاني
220
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
در ازمنهء مختلفه بودهاند بلكه به اين معنيست كه هر يك از ايشان در زمان خود مخاطب به اين خطاب بوده اند پس همه در تحت اين خطاب داخل باشند و حاصل ميفرمايد كه اى پيغمبران و فرستاده شدگان به بندگان * ( كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ ) * بخوريد از طعامهاى پاكيزه و حلال * ( وَاعْمَلُوا صالِحاً ) * و بكنيد كارهاى ستوده چه غرض از آفرينش شما عبادتست و عمل صالح نه غير آن و نيز آنچه نفع خواهد داد بشما در روز معاد همين خواهد بود و ايراد خطاب عام و عدم توجيه آن بعيسى ( ع ) تنبيه است بر آنكه تهيهء اسباب تنعم مخصوص بوى نبود بلكه اباحه طيبات مر انبيا را از شرع قديمست و همه در اين حكم داخلاند و به جهت احتجاج بر ترك رهبانية در رفض طيبات و ميتواند بود كه اين كلام حكايت باشد مر آن چيزى را كه اعلام مريم و عيسى فرموده باشد بعد از ايواى ايشان در ربوه تا اقتدار كنند برسل در تناول طيبات و كسب اعمال صالحات پس معنى اين باشد كه چون عيسى ( ع ) و مريم در آن موضع ماوى گرفتند گفتيم بايشان كه همهء رسل مخاطب بودند با كل اشياى طيبه و كسب اعمال صالحه پس شما نيز بخوريد آنچه روزى شما گردانيدهايم و اعمال صالحه را بجا آريد به جهت اقتدا برسل و گويند خطاب با عيسى ( ع ) است و لفظ جمع به جهت تعظيم وى و بعضى بر آنند كه خطاب با حضرت رسالت ( ص ) است و او را بنام همهء پيغمبران خوانده زيرا كه سيد همه است و ذات عالى وى جامع جميع فضايل و كمالات كه با همه بوده ( و قد جمع الرحمن فيك المفاخر ) آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى و در موضح نيز آورده كه خطاب به آن حضرتست و معنى اينكه اى صاحب رسالت و نبوت ( ص ) امت عالى همت خود را بگو كه حلال خوريد و عمل صالح كنيد و بدانكه مراد بطيبات هر چيزيست كه طبع استلذاذ آن نمايد و شرع استحسان آن كند به جهت زوال حرمت و شبه در آن و گويند طيبات مستلزم حلالست و صافى و قوام حلال هر چيزى است كه نهى تعلق به آن نگرفته باشد و صافى آنچه خدا را در آن فراموش نگردانند و قوم آنچه نفس را نگه دارد و حافظ عقل باشد و صحيح آنست كه طيبات شامل جميع مباحاتست و از حسن مرويست كه ( اما و اللَّه ما عنى به اصفركم و لا احمركم و لا حلوكم و لا حامضكم و لكنه قال انتهوا الى الحلال ) و امر به آن يا بر سبيل اباحه است يعنى طعامهاى پاكيزه بر شما مباحست و يا بر طريق وجوب يعنى بر وجه حلال خوريد نه حرام و در قوة القلوب آورده كه اكل طيب را بر عمل صالح مقدم داشت زيرا كه ثانى نتيجهء اولست و بعضى عرفا گفتهاند كه لقمه تخم است و عمل بر هر چند تخم پاكتر برش البته بهتر و در مناهيج آورده كه هر غذايى كه شرع آن را حلال داشته حكم عدالت و استقامت كه ميزان شرعست در او سرايت كرده پس هر كه آن را تناول نمايد اثر عدالت و استقامت شرع در نفس و اعضاى او پديد آيد و به جهت اين در اداى عبادت نرم و منقاد شوند و كريمهء ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّه اشاره بدين است