الملا فتح الله الكاشاني
215
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( هَيْهاتَ هَيْهاتَ ) * كه دور است دور * ( لِما تُوعَدُونَ ) * آن چيزى كه وعده داده مىشود از بعث و نشور يعنى هرگز اين صورت نبندد و بفعل نيايد ايراد لام بجهة بيان مستبعد است مانند لام در هيت لك كه براى بيان ماهية است فكان چون اشراف تصويب ايشان كردند بكلمهء هيهات كه موضوعست براى استبعاد گفتند استبعاد براى چيست جواب دادند كه لما توعدون يعنى استبعاد براى چيزيست كه وعده داده ميشويد و گويند فاعل هيهات تصديقست و جار و مجرور متعلق به آن يعنى بعيد است باور داشتن مر آن چيزى را كه موعود ميشويد و نزد زجاج هيهات بمعنى مصدر است يعنى بعد و مرفوع المحل است بابتدائية و خبر آن لما توعدون يعنى دورى مر آن چيزى را هست كه وعده داده ميشويد * ( إِنْ هِيَ ) * نيست زندگى * ( إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا ) * مگر زندگى ما در اين دنيا اصل كلام ان الحيوة الا حياتنا الدنيا است پس اقامة ضمير شده است در مقام حيات اولى بجهة دلالة ثانيه بر آن و تحرز از تكرير و اشعار بر آنكه تعيين آن معنى است از تصريح به آن كقوله هى النفس ما حملتها تتحمل و چون ان نافيه داخل ضميرى شده كه در معنى حياتست كه دالست بر جنسية پس اين مثل لاى نفى جنس باشد و تقدير اينكه لا حيات الا هذه الحيوة الدنيا يعنى هيچ زندگى نيست مگر زندگى اين دنيا * ( نَمُوتُ وَنَحْيا ) * ميميريم و زنده ميشويم يعنى از ما يكى ميميرد و يكى ميزايد * ( وَما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ) * و نيستيم ما برانگيخته شدگان يعنى زنده شدگان بعد از مرگ * ( إِنْ هُوَ ) * نيست هود يا صالح * ( إِلَّا رَجُلٌ افْتَرى ) * مگر مردى كه افترا كرده * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خدا دروغى در اينقول كه خدا مرا بشما فرستاده و بعد از مرگ شما را زنده خواهد ساخت * ( وَما نَحْنُ لَه ) * و نيستيم ما مر اينمرد را * ( بِمُؤْمِنِينَ ) * گرويدگان به آنچه خبر ميدهد و دعوى مىكند * ( قالَ ) * گفت هود يا صالح بعد از استماع اينقول و يأس او از ايمان قوم * ( رَبِّ انْصُرْنِي ) * اى پروردگار من يارى ده مرا بغالبية و ايشان را به عذاب و عقاب مغلوب گردان * ( بِما كَذَّبُونِ ) * بسبب آنچه تكذيب كردند مرا يا بدل آنچه بدروغ داشتند مرا * ( قالَ ) * گفت خدا * ( عَمَّا قَلِيلٍ ) * از زمان قليل يعنى از پس اندك زمانى * ( لَيُصْبِحُنَّ ) * هر آينه گردند كافران و مكذبان * ( نادِمِينَ ) * پشيمانان از تكذيب قول خود هنگامى كه عذاب را معاينه به بينند قليل صفت زمان مقدر است مانند قديم و حديث در ما رايته قديما و لا حديثا و در معنى اينست عن غريب و ما زايده است براى تاكيد معنى قلت مدت و قصر آن و تواند بود كه موصوفه باشد و بجهة نهاية قلت