الملا فتح الله الكاشاني

20

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و گويند مراد بزرقة كورى و نابينائيست يعنى ايشان را در قيامت نابينا محشور سازند كقوله تعالى وَنَحْشُرُه يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى و بنا بر اين تسميهء عمى به زرقة به جهت آنست كه در حين ذهاب نور بصر حدقه ميل بزرقة مىكند و زهرى گفته كه زرق بمعنى عطاش است كقوله تعالى وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً و تسميهء عطاش بزرق به جهت آنست كه تشنه از فرط عطش زرقة در چشم او طارى مىشود و نيز در صفت ايشان ميفرمايد كه * ( يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ ) * پنهان و آهسته گويند در ميان يكديگر يعنى به جهت فرط اهوال آن روز زهرهء آن نداشته باشند كه آواز بردارند بلكه نرم و آهسته با يكديگر گويند كه * ( إِنْ لَبِثْتُمْ ) * درنك نگرديد در دنيا * ( إِلَّا عَشْراً ) * مكرده شبان روز يعنى در جنب درازى مدت آخرت و طول لبث ايشان در دوزخ كوتاه شمرند مدت مكث را در دنيا و يا به جهت تاسف بر زندگانى دنيا در وقتى كه شدايد عذاب را معاينه به بينند و بدانند كه ايشان مستحق آنند بسبب ضايع گردانيدن حيات دنيا در قضاى او طار و اتباع شهوات گويند كه ده روزه دنيا را كه عمل در آن موجب حيات ابدى و سعادت سرمدى بود از دست داديد اوقات خود را در بطالت و تباهى و حطام فانى آن گذرانيديد لا جرم به عذاب دائمى گرفتار گشتيد كه هرگز اميد نجات آن متصور نباشد يا به جهت شدت هول و عذاب آن روز مدت دنيا را فراموش كرده باشند و گويند مراد بعشر از نفخهء اولى است تا به ثانيه كه چهل سالست و به جهت آنكه در اينمدت معذب نبوده باشند بر ايشان آسان گذشته باشد و پنداشته باشند كه ده روز بيش نبوده هم چنان كه كسى بتنعم سلوك مىكند مرور زمان بر او اندك مينمايد و نزد بعضى مراد مكث ايشان است در قبر كقوله تعالى وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ يعنى زعم ايشان چنان باشد كه ايشان زياده از ده روز در قبر نمانده‌اند و اين به جهت آن باشد كه عذاب قبر را نسبت به عذاب آخرت و اهوال آن سهل و آسان يافته باشند بر وجهى كه گوييا در خواب بوده‌اند و بعد از آنكه متنبه شوند و مشاهدهء انواع عقوبات آخرت كنند از غاية سهولت آن عذاب پندارند كه آن ده روزى بيش نبوده پس حق سبحانه ميفرمايد كه * ( نَحْنُ أَعْلَمُ ) * ما داناتريم * ( بِما يَقُولُونَ ) * به آنچه گويند و با يكديگر مشاورت كنند از تعيين مدت لبث * ( إِذْ يَقُولُ ) * وقتى كه گويد * ( أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً ) * اعدل و افضل ايشان يعنى تمامترين ايشان از روى راى و عقل كه * ( إِنْ لَبِثْتُمْ ) * درنگ نگرديد در دنيا يا در قبر * ( إِلَّا يَوْماً ) * مگر روزى يعنى مدت لبث شما در دنيا يا قبر مقدار يك روز بيش نبوده مراد آنست كه آن كسى كه در راى و سداد اصوب ايشان باشد گويد كه