الملا فتح الله الكاشاني

187

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرا نگرفت و تكليف ما لا يطاق نفرموده شما را در آن بلكه بوقت ضرورت رخصتها فرموده چون رفع تكليف جهاد در حالت مرض و رخصت افطار صوم و قصر صلوة در سفر و مرض و جواز تيمم در حين فقدان آب و اكل ميته در حالت خوف تلف نفس و عدم و جدان طعام حلال و غير آن و از اينجا است كه حضرت رسالت ص فرموده كه اذا امرتكم بشيء فاتوا منه ما استطعتم حاصل كه آيه دالست بر آنكه بندگان را رخصت است در اغفال بعضى از آنچه حق سبحانه امر به آن نموده گاهى كه مشقت عظيم بديشان رسد نزد اقدام به آن و مثل اينست كريمهء يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ و گويند كه معنى آيهء آنست كه نيست بر شما در دين حرجى و ضيقى كه از آن مخرجى و مخلصى نباشد از عقاب او بلكه او سبحانه از براى شما توبه و كفاره و رد مظالم و ديات و اروش و حد و تعزير و قصاص تعيين فرموده براى خلاصى ذنوب و چون منتفى است در دين اسلام آنچه راهى نباشد بخلاصى از عقاب او پس شما را هيچ عذرى نباشد در ترك استعداد براى روز حساب مرويست كه ابن عباس را از معنى اين آيه پرسيدند فرمود مراد آنست كه خداى تعالى دين اسلام را بر امت مرحومه سهل و آسان گردانيد و ايشان را از گناه خلاصى داد بكفاره بخلاف بنى اسرائيل كه كفارهء ايشان مكفر ذنوب ايشان نميشد و شدايد تكليف ايشان بمراتب زياده از اين امت بود و در كنز العرفان آورده كه اين آيه دالست بر وجوب جهاد چه صيغهء امر دالست بر وجوب و جهاد اينجا محتمل سه معنى است يكى جهاد با كفار در نصرت اسلام و اعلاء كلمة اللَّه دوم جهاد با نفس اماره و لوامه در نصرت نفس عاقله مطمئنه و اين جهاد اكبر است چنان كه حديث رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر دالست بر اين سيم جهاد بمعنى رتبهء احسان كما قال اللَّه تعالى وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا و معنى رتبهء احسان آنست كه بنده در طاعت او چنان اقدام نمايد كه گويا او را مىبيند چه اگر بنده او را نمىبيند اما او سبحانه وى را ميبيند و لهذا گفته كه ( حق جهاده اى جهادا حقا كما ينبغى بنجد النفس و خلوصها عن شوائب الرياء و السمعه مع الخشوع و الخضوع و اجتبا ) بمعنى اصطفا و اختيار او سبحانه است بندگان مؤمن را از ميان ساير موجودات و خليفه گردانيدن ايشان را در زمين و مفتاح خير و صلاح تسليم ايشان نمودن و حرج بمعنى صعوبت و ضيقست و اين جوابى است از سؤال مقدر و تقدير اينكه بعضى مردمان متمكنند بر حق جهاد و نه همهء ايشان بلكه بحسب حقيقت هيچكس قدرت بر حق جهاد او ندارد كما قال النبى ص لا احصى ثناء عليك پس چگونه همه مأمور شده‌اند به حق جهاد او و جواب به اين نوع فرموده كه حق تعالى مقرر نكرده در دين حرجى و ضيقى و صعوبتى بر شما بلكه همه را به قدر تمكن و طاقت در اجتهاد امر فرموده كما قال اللَّه لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا وُسْعَها انتهى كلامه و قوله * ( مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ ) * منصوبست بر مصدريه بخلاف مضاف و مضمون