الملا فتح الله الكاشاني
180
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
يكديگر بحجج بينه و آيات واضحهء حق سبحانه در اين آيه طريق آداب را بر وجه نيكو باهل ايمان آموخته تا اگر كسى از منكران حق با ايشان جدال كند و استماع حجج و براهين ايشان نكند به جهت عناد و لجاج ايشان به او منازعه ننموده و حوالهء او را با حكم خدا كنند و به او گويند كه در نشاهء قيامت ظاهر گردد كه محق و مبطل از ما و شما كيست پس به جهت تسلى خواطر عاطر سيد عالم ص ميفرمايد * ( أَ لَمْ تَعْلَمْ ) * آيا نديدهء يعنى البته دانستهء * ( أَنَّ اللَّه ) * آن را كه خداى تعالى * ( يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ ) * ميداند آنچه در آسمانها است از عجايب علويات * ( وَالأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از غرايب سفليات و هيچ چيز بر او پوشيده نيست * ( إِنَّ ذلِكَ ) * بدرستى كه آنچه در همهء آسمانها و زمين است نوشته شده است * ( فِي كِتابٍ ) * در لوح محفوظ كه نزد ما است قبل از آنكه حادث شود و هر گاه كه ما عالم باشيم بهمهء اشياء و حافظان كه از جملهء آن مجادله و منازعهء كفار قريش است پس غمگين و اندوهناك مشو از قول و فعل ايشان چه ما عالميم به آن و حفظ آن نموده ايشان را به آن جزا خواهيم داد * ( إِنَّ ذلِكَ ) * بدرستى كه علم بهمهء اشيا و اثبات آن در لوح محفوظ * ( عَلَى اللَّه يَسِيرٌ ) * بر خداى تعالى آسانست چه علم او كه از مقتضاى ذات اوست متعلق است بهمهء معلومات على السويه يا بدرستى كه حكم كردن ميان مؤمنان و كافران در روز قيامت بر خداى تعالى آسان است چه قدرت او شامل جميع مقدورات است * ( وَيَعْبُدُونَ ) * و ميپرستند كفار مكه * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى به حق * ( ما لَمْ يُنَزِّلْ ) * آن چيزى را كه نفرستاد خداى تعالى * ( بِه ) * بپرستش آن * ( سُلْطاناً ) * حجتى و برهانى كه دلالت كند بر جواز عبادت آن * ( وَما لَيْسَ لَهُمْ ) * و پرستش مىنمايند چيزى را كه نيست مر ايشان را * ( بِه عِلْمٌ ) * به آن چيز دانشى يعنى نه علم ضرورى دارند و نه علم استدلالى عقلى و نقلى كه مستمسك شوند به آن بر پرستيدن آن چيز بلكه از محض جهل و تقليد ميپرستند آن را * ( وَما لِلظَّالِمِينَ ) * و نيست مر مشركان را كه تجاوز نمودهاند از طريق حق و مرتكب ظلمى عظيم شدهاند كه شركست * ( مِنْ نَصِيرٍ ) * هيچ يارى كه مقرر مذهب ايشان باشد و منصور آن تا دفع عذاب كند از ايشان بعد از آن از شدت عناد ايشان خبر ميدهد كه * ( وَإِذا تُتْلى ) * و چون خوانده شود * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان * ( آياتُنا ) * آيتهاى ما يعنى قرآن * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه آن آيتهاى روشناند و هويدا يعنى دلالت واضحه دارند بر عقايد حقه و احكام الهيه بى لبس و نقص و تناقض و اختلاف و اختلال * ( تَعْرِفُ ) * ميشناسى اى محمد ص * ( فِي وُجُوه الَّذِينَ كَفَرُوا ) * در روىهاى آنهائي كه نگرويدهاند * ( الْمُنْكَرَ ) * انكار و ناشناخت