الملا فتح الله الكاشاني
16
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كار بى جرمم و مرا بدين معاتبه مكن و مؤاخذهء منماى و بعضى گفتهاند كه در آن روزگار عادت آن نبود كه بجاى مصافحه و معانقه اين معامله كردندى و از آن متنفر نبودند بلكه از غايت فرط محبت در حين رجوع از سفر اينچنين كارى كردندى و اين هر دو وجه بعيداند از ظاهر آيه و بر هر تقدير هارون زبان اعتذار گشوده گفت اى موسى آتش غضب خود فرو نشان و زبان اعتراض از من كوتاه فرمانِّي خَشِيتُ بدرستى كه من ترسيدم كه اگر مقاتله و مجادله كنم به آنها و يا ايشان را وا گذاشته از پى توايمنْ تَقُولَ آنكه تو گويىرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ جدايى انداختى ميان بنى اسرائيل لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي و نگاه نداشتى گفتار مرا كه گفته بودم اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ و مقرر است كه اصلاح نگاه داشت قومست و مدارا نمودن با ايشان پس بجهة خوف اينكه تو گويى كه من گفتم ميان ايشان باصلاح آور تو تفرقه و فساد در ميان ايشان انداختى بقتال و جدال در ميان ايشان و يا بمفارقت و ملحق شدن تو به من و ايشان را بسامرى گذاشتن من بطريق ملايمت و نصح بايشان سلوك ميكردم و بر آن صبر و شكيبايى ميورزيدم تا تو باز آيى و تلافى اين كار كنى چون بر موسى على نبينا و عليه السلام برائة ساحت هارون ظاهر شد اين عذر را از او مسلم داشت و رو بسامرى آورده بر وجه انكار و غضب * ( قالَ ) * گفت * ( فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ) * پس چيست اين كار عظيم تو اى سامرى يعنى اين چيست كه كردى و چه چيز ترا به اين داشت كه گوساله ساختى و به جهت آن بنى اسرائيل را از دين حق برگردانيدى * ( قالَ ) * گفت سامرى * ( بَصُرْتُ ) * بينا شدم * ( بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه ) * به آن چيزى كه بينا نبودند بنى اسرائيل به آن يعنى متفطن گشتم به آنچه ايشان ندانستند و از آن خبرى نداشتند و آن اين بود كه رسولى كه آمد به تو در وقت غرق شدن فرعون روحانى محض بود و دانستم كه اثر مؤطى فرس او به هيچ چيز نميرسد مگر كه زنده مىشود يا ديدم من بديدهء ظاهر آنچه ايشان نديدند از سوار شدن جبرئيل بر فرس حيات و منشأ شناختن او جبرئيل را و اثر قدم اسب او را قبل از اين گذشت * ( فَقَبَضْتُ ) * پس قبض كردم و گرفتم به كف دست خود * ( قَبْضَةً ) * مقدارى قبضه * ( مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ ) * از نشانهء آن رسول كه متعاهد است ميان من و تو يعنى از خاك قدم اسب جبرئيل اضافهء اثر به رسول جهت ادنى ملابسه ايست و ميشايد كه الف لام براى جنس باشد و سامرى بعنوان ملكيت آن را دانسته بود نه به شخصيت و ميتواند بود كه عدم تصريح باسم به جهت آن بوده باشد كه تا تنبيه كند بر آمدن جبرئيل در آن وقتى كه فرعونيان غرق ميشدند يا در آن زمانى كه موسى را بطور ميبرد قبضه از براى مره است ماخوذ از قبض و گاه است كه اطلاق آن بر مقبوض ميكنند القصه سامرى گفت كه من پارهء از خاك مؤطى فرس