الملا فتح الله الكاشاني

156

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و الغابر قنوعا اذا خضع فى السؤال ) پس معتر بر قول اول بمعنى متعرض است از براى سؤال يعنى سايل و بر ثانى متعرض بدون سؤال و روايات داله بر اين دو قول از اهل البيت ( ع ) وارد است از آن جمله از ابو جعفر و ابو عبد اللَّه ( ع ) روايتست كه القانع الذى يقنع بما اعطيته و لا يسخط و لا يكلح و لا يلوى شدقه غضبا و المعتر المار بك تطعمه و فى رواية الحلبى عن ابى عبد اللَّه ( ع ) قال القانع الذى يسئل فيرضى بما اعطى و المعتر الذى يعترى رحلك ممن لا يسئل و در زاد المسير آورده كه قانع فقير مكيست و معتر درويش آفاقى و اين آيه نافى آيهء وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ نيست به جهت جواز اجتماع وصفين در شخص واحد به اين معنى كه يك كس صاحب هر دو باشد به جهت فقر و سؤال كند يا نكند و بدانكه ظاهر روايات اهل البيت و فتيا بر قسمت هديست اثلاثا و خلاف در وجوب و ندب تثليث آنست و اصح و اشهر وجوب تصدقست به تثليث آن و اهداى آن بثلث ديگر و اكل آن بثلث ديگر اما همهء آن ثلث را خوردن واجب نيست بلكه مسمى كافيست و واجب است كه هدى واجب تام الخلقة و غير مهزول باشد و هزال آنست كه بر كليتين آن شحم نباشد و قوله * ( لَكُمْ فِيها خَيْرٌ ) * تنبيه است بر اين چه در ناقص و مهزول خيريت نيست * ( كَذلِكَ ) * همچنين كه ياد كرده شد يعنى مثل آنچه وصف كرديم از امر به نحر كردن شتران در حالتى كه ايستاده باشند * ( سَخَّرْناها ) * رام گردانيديم آنها را با وجود قوت و عظم جثّه * ( لَكُمْ ) * براى شما تا آنكه بى تعب و مشقت آنها را كه ميگيريد و ميبنديد و ميكشيد در حالتى كه صف زده‌اند و ايستاده اطاعت و انقياد نمايند * ( لَعَلَّكُمْ ) * تا شايد شما * ( تَشْكُرُونَ ) * سپاس دارى كنيد مر خداى را بر نعمتهاى او بتقرب و اخلاص آورده‌اند كه اهل جاهليت خون قربانيها خود را بر ديوار كعبه ميماليدند و آن را سبب تقرب ميپنداشتند در زمان اسلام مؤمنان نيز به همان قاعده سابقه داعيهء آلودگى ديوار محترم كعبهء معظمه داشتند حقتعالى از آن نهى كرده فرمود كه * ( لَنْ يَنالَ اللَّه ) * هرگز نرسد بخداى تعالى * ( لُحُومُها ) * گوشتهاى قربانى كه صدقه ميدهيد * ( وَلا دِماؤُها ) * و نه خونهاى ايشان كه بوقت قربان ميريزيد نيل كنايتست از قبول يعنى گوشت و خون آن به محل رضا و قبول او سبحانه نميرسد * ( وَلكِنْ يَنالُه ) * و لكن ميرسد به محل قبول و موقع رضاى او * ( التَّقْوى ) * آنچه مصاحب است به آن از پرهيزكارى * ( مِنْكُمْ ) * از جانب شما يعنى از تقوى قلوب شما كه آن اجتنابست از معاصى و صدق نيت و خلوص اعتقاد كه داعى شما است بتعظيم امر خدا و تقرب و اخلاص به او بقربانى كردن و در كشاف آورده كه مراد اصحاب