الملا فتح الله الكاشاني

152

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و خواه سنت از امام محمد باقر ( ع ) روايتست كه در چهار چيز مكاس مكنيد در ثمن ضحايا و هدايا و در بهاى برده و كفن و كرايهء چهارپايان تا به مكه از ابن عمر منقولست كه گفت پدرم ناقهء نجيبه اى داشت كه بسيصد دينار سرخ از او ميخريدند وى بعرض سيد عالم ( ص ) رسانيد كه شتر مرا بسيصد دينار سرخ ميخرند مصلحت هست كه آن را بفروشم و بهاى آن را شتران متعدد بخرم و هدى كنم فرمود بل اهدها بلكه همان را هدى كن و در روايت آمده كه حضرت رسالت ( ص ) يك سال صد شتر نجيب را اهدا نمود كه در ميان آن شتر نرى بود در غايت نجابت كه حلقهء طلا در بينى او كشيده بودند و ابن عمر شتران را محلل ميساخت بحلل مصرى و در مكه و منى ذبح ميكرد و به آن حلل كه بر آن بود تصدق ميكرد و نزد حسن مراد جميع شعاير دين اسلام است و احكام و حدود آن و تعظيم آن الزام نمودنست بهمهء او امر و نواهى آن و مصداق قول ثانيست اينكه بعد از اين ميفرمايد * ( لَكُمْ فِيها ) * مر شما راست در شتران * ( مَنافِعُ ) * منفعتها از شير و پشم و موى و سوارى و حمل زاد و ساير اسباب بر آن * ( إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) * تا وقتى نام برده كه آن زمان نحر است يا تا قيامت اين اخذ منافع شما را جايز است و منسوخ نخواهد گشت يا از آن منتفع شوند تا حين مردن آنها * ( ثُمَّ مَحِلُّها ) * پس جاى نحر آن منتهى است * ( إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ ) * بخانهء آزاد از غرق يا از تسلط جبابره يا خانهء قديم يا بزرگوار مراد خانهء كعبه است و وجه تسميهء آن انفا سمت ذكر يافت از ابن عباس مرويست كه اخذ منافع از بدن قبل از آنست كه نام هدى بر او اطلاق كنند و اشعار يا تقليد كنند يعنى كوهان وى شكافند و يا نعلى كه در آن نماز گذارده باشند در گردن آن آويزند و فقهاى ما متفقاند بر جواز اخذ منافع مذكوره از آن و اگر چه بعد از اشعار يا تقليد باشد وقتى كه ضررى به آن و ولد آن نرسد و اين را از امام محمد باقر ( ع ) نقلكرده‌اند و محل نحر بدن در مكه است به حزوره اگر هدى براى عمره باشد و در منى اگر براى حج بود پس مراد نحر است در حرم كه آن در حكم بيت است زيرا كه حريم بيت است و در مجمع البيان آورده كه كسانى كه شعاير را بهدى تفسير كرده‌اند مراد بمنافع ركوب ظهور و شرب البان آنست و اين مرويست از ابى جعفر ( ع ) و عطاء ابن ابى رياح و شافعى بر اينند و بنا بر اين اجل مسمى زمان نحر است و مجاهد و قتاده و ضحاك بر آنند كه مراد بمنافع نسل آن و ركوب طهر و اصواف دوابا انست تا محلى كه نام هدى بر او واقع شود و بعد از آن منافع آن منقطعست و اين موافق قول ابن عباس است چنان كه گذشت و قول اول اصح است زيرا كه قبل از اطلاق هدى بر آن آن را شعاير نميگويند و اما كسانى كه گفته‌اند كه شعاير مناسك حج است پس مراد بمنافع تجارتست و باجل مسمى زمان عود از مكه و آنها كه شعاير را بدين اسلام تفسير مىكنند مراد ايشان بمنافع اجر و ثوابست و باجل مسمى قيامت و مراد بمحلهاى الى البيت العتيق كعبه