الملا فتح الله الكاشاني

142

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

موضع آن خلافست نزد بعضى آنست كه حق سبحانه ابرى بفرستاد تا سايه افكند بر آن به مقدارى كه زمين خانه بود و جمعى بر آنند كه بادى را برانگيخت تا بدان اندازه زمين را برفت و نيز گفته‌اند كه جبرئيل بيامد گرد آن مكان خطى بكشيد و ابراهيم بر اساس قديم بنا فرمود * ( أَنْ لا تُشْرِكْ ) * ان مفسره بوأنا است چه آن متضمن تعبدنا است زيرا كه غرض از تبؤيه عبادتست يعنى ابراهيم را ببندگى خود گرفتيم به اين وجه كه گفتيم او را بطريق وحى كه شرك مياور و انباز مگير * ( بِي شَيْئاً ) * به من چيزى را كه من از شريك منزه و مقدسم و ياء آن مصدريه است موصوله بنهى و كلام در تقدير اينكه اوحينا اليه ان لا تشرك بعبادتى يعنى وحى كرديم بابراهيم آنكه شرك مياور بر پرستش من چيزى را بلكه مرا بوحدانيت پرستش كن * ( وَطَهِّرْ بَيْتِيَ ) * و پاك ساز خانهء مرا از بتان و از جميع چيزهاى ناشايسته از اقذار و انجاس * ( لِلطَّائِفِينَ ) * براى طواف كنندگان گرداگرد وى * ( وَالْقائِمِينَ ) * و براى ايستادگان در نماز * ( وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) * و ركوع كنندگان و سجود نمايندگان مراد براكعان و قائمان و ساجدان نماز گذارندگانند كانه قيل للطائفين و المصلين و اين از قبيل تغيير شيئى است باركان آن و به جهت دلالت بر آنكه آنها از معظم افعال نمازند يا اشارتست به آنكه هر يك از آنها مستقلاند در علت غائبه تطهير فكيف كه با هم مجتمع گردند و اكثر مفسران بر آنند كه مراد به طائفين اهل آفاقند كه بطواف خانه توجه نموده باشند و به قائمين كسانى كه مقيمانند و متوطن در آن و راكعان و ساجدان نماز گذارندگان و ايراد و او عطف بر قائمين و عدم آن ميان ركوع و سجود مؤيد اين قولست چه اگر مراد بثلثه اخيرهء نماز باشد توجيه ذكر واو در احد اركان و ترك آن ميان دور كن ديگر متعسر خواهد بود كريمهء أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ و العاكفين و الركع السجود نيز مصدق اينست حاصل معنى آنكه پاك گردان اى ابراهيم خانهء كعبه را از اصنام و انجاس و آن را پاكيزه دار از آن تا آن را طواف كنند و در آن نماز گذارند اين قول بلسان اهل علمست اما به زبان اهل اشاره ميفرمايد كه اى ابراهيم دل خود را كه دار الملك كبرياى منست از همه چيز پاك كن و غير را بر آن راه مده كه او پيمانهء محبت ما است كه ( القلوب اوانى اللَّه فى ارضه فاحب الاواني الى اللَّه اصفاها ) در خبر است كه وحى آمد بداود ( ع ) كه اى داود براى من خانهء پاك بساز كه نظر عظمت من فرود آيد داود گفت اى بيت يسعك كدام خانه است كه عظمت و جلال تو را شايد فرمود كه آن دل بندهء مؤمن منست داود گفت كه او را چگونه پاك گردانم خطاب آمد كه آتش محبت ما در وى زن تا هر چه غير ما است همه را بسوزد آورده‌اند كه چون ابراهيم خليل ( ع ) خانهء كعبه را تمام كرد وحى