الملا فتح الله الكاشاني

128

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

چيزها توانا است از امامت و احيا و غير آن از مقدورات چه قدرت او از صفات ذاتيه است و نسبت بجميع ممكنات على السويه و چون مشاهده دالست بر قدرت او بر احياى بعضى از اموات پس لازم آيد اقتدار او بر احياى همهء اموات * ( وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ ) * و بسبب آنست كه قيامت آينده است يعنى تا به آن دلايل عالم شوند بوقوع قيامت * ( لا رَيْبَ فِيها ) * كه هيچ شكى نيست در آمدن آنچه تعبير از مقدمات انصرامست و طلايع آن * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و براى آنكه بدانند كه خدا * ( يَبْعَثُ ) * برانگيزاند * ( مَنْ فِي الْقُبُورِ ) * كسانى را كه در گورهايند براى جزاى كردارها بمقتضاى وعدهء خود كه قابل خلف نيست و لا محالة وفا به آن خواهد نمود * ( وَمِنَ النَّاسِ ) * و از مردمان * ( مَنْ يُجادِلُ ) * كسى هست كه از روى عناد جدال مىكند * ( فِي اللَّه ) * در كلام خدا يا در توحيد و قدرت او مراد ابو جهلست نزد ابن عباس يا ابى يا نصر بن حارث و بنا بر اين تكرار از براى تاكيد است يا مراد از اول رؤساى كفارند و از ثانى تبعهء ايشان و ساير مقلدان كه هر يك از ايشان طرح جدال مىافكنند * ( بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * بيدانشى * ( وَلا هُدىً ) * و بى دليلى كه راه نمايد به مقصد * ( وَلا كِتابٍ مُنِيرٍ ) * و بى كتاب روشن كه بدان صواب از خطا ممتاز گردد و ميتواند بود كه غرض از تكرار دلالت باشد بر آنكه آن مجادل را هيچ سندى نيست بر مدعاى خود از علم و استدلال و وحى بلكه جدال او محض تقليد و تقليد محض است و مراد بعلم علم ضروريست تا صحيح باشد عطف هدى و كتاب بر او و قوله * ( ثانِيَ عِطْفِه ) * حالست از ضمير * ( يُجادِلُ ) * يعنى جدال مىكند در حالتى كه پيچنده جانب دوش و گردن خود است عطف موضعيست كه انسان منعطف و ملتوى ميگرداند از سر و گردن و دوش و تنى عطف كناية است از تكبر مانند لى جيد و و تصيير خدا چه متكبر دامن از همه چيز درمىچيند و گردن و روى خود را از هر چيز منحرف مىسازد و قتاده و مجاهد گويند مراد از آن اعراض است از حق به جهت استخفاف و بر هر تقدير معنى آنست كه اين مقلد جدال مىكند در حالتى كه متجبر است يا معرض از حق * ( لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * تا گمراه گرداند مردمان را از راه خدا يعنى از فرمان بردارى او * ( لَه فِي الدُّنْيا ) * مر او راست در دنيا * ( خِزْيٌ ) * رسوايى بقتل در روز بدر و فضيحت و نكوهش بر السنهء اهل ايمان * ( وَنُذِيقُه ) * و بچشانيم او را * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز * ( عَذابَ الْحَرِيقِ ) * از عذاب آتش سوزان و او را گوئيم در روز قيامت * ( ذلِكَ ) * اين خزى و عذاب * ( بِما قَدَّمَتْ يَداكَ ) * بسبب آن چيزيست كه از پيش فرستاده هر دو دستهاى تو يعنى كسب كرده از كفر