الملا فتح الله الكاشاني
122
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
گفته و بعد از ذكر شدت ساعت بر سبيل اجمال بيان آن مىفرمايد از روى تصوير و تمثيل يَوْمَ تَرَوْنَها روزى كه بينيد آن زلزله را تَذْهَلُ غافل شود و بى خبر گردد از غايت دهشت آن كُلُّ مُرْضِعَةٍ هر زن شير دهنده عَمَّا أَرْضَعَتْ از آن فرزند كه شير دهد او را يعنى با وجود شدت شفقت و مرحمت مرضعه بر مرتضع خود چون زلزلهء قيامت حادث گردد از دهشت و هول آن پستان را از دهن فرزند خود نزع كند و از او ذاهل و غافل شود و او را فراموش كند و به ياد نياورد و بدانكه يوم منصوبست بتذهل و ايثار مرضعه بر مرضع به جهت دلالتست بر آنكه دهشت زلزله قيامت بر وجهى باشد كه مرضعه در حال ارضاع كه آن وضع ثديست در فم مرتضع نزع ثدى نمايد و او را واگذارد چه مرضعه زنى را گويند كه پستان در دهن كودك نهاده باشد و وى را شير دهد و مرضع زنيست كه از شان او باشد كه شير دهد و اگر چه مباشرت ننمايد بشير دادن و ماء در ما ارضعت ميتواند بود كه مصدريه باشد نه موصوله يعنى مرضعه غافل گردد از شير دادن وَتَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ و بنهد هر زنى كه خداوند بار است يعني بيفكند هر زن باردار حَمْلَها بار خود را به اين معنى كه هر زن آبستن فرزند خود را از شكم بيندازد از غايت دهشت و هول آن از حسن مرويست كه ( تذهل المرضعة من ولدها لغير فطام و تضع الحامل فى ما بطنها من غير تام ) و اگر كلام را بر ظاهر خود حمل كنند نه بر وجه تصوير و زلزله در دنيا خواهد بود و از جمله شرايط قرب قيامت وَتَرَى النَّاسَ و به بينى اى بيننده همهء مردمان را از شدت هول آن روز سُكارى در حالتى كه مستان باشند يعنى مانند مستان كه عقل و تميز ايشان زايل شده باشد و اگر ترى بمعنى تظن باشد سكارى مفعول دويم خواهد بود و معنى اينكه ظن تو چنان باشد كه همهء مردمان مستانند وَما هُمْ بِسُكارى و حال آنكه ايشان نباشند مستان از روى حقيقت چه زوال عقل از خوف و حيرت سكر نباشد اگر چه در راى العين مانند سكر نمايد پس بر سبيل حقيقت مست نباشند وَلكِنَّ عَذابَ اللَّه شَدِيدٌ و ليكن عذاب خداى تعالى سخت است و به جهت هول و دهشت آن مدهوش نمايند اين تعليل شباهت ايشانست بسكارى و افراد ترى بعد از جمع كه آن ترون است به جهت آنست كه در اول رؤيت متعلقست بزلزله كه همه كس مشاهدهء آن خواهد كرد و اينجا متعلقست بر حال سكر كه هر يك از ايشان رائى آن خواهد بود از غير خود از عمران بن حصين و ابو سعيد خدرى مرويست كه اينهر دو آيه بشب نازل شد در غزوة بنى المصطلق و ايشان قبيله انداز بنى خزاعه و مردمان در اين شب به راه ميرفتند